روزگار سپری‌شده‌ی یک صنف
از روزی که اعتبارنامه‌ی پیشه‌وری رد شد…

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (‌۲۰۱۸/۶ )
افشای اسناد جدید بانوی جمهوری‌خواه علیه فساد کاندیدای جمهوری‌خواه سنا

معرفی یک نهاد غیرانتفاعی گزارش‌گری تحقیقی و بازنگاهی به گزارش‌های تحقیقی، نفوذ و اثرگذاری این مرکز ژورنالیستی مستقل در سال ۲۰۱۷:
کفه سنگین سوژه‌های اجتماعی برای روزنامه‌نگاران تحقیقی غربی

▪چرا روزنامه‌نگاران نباید بگویند به چه کسی رأی می‌دهند؟

نگاهی به رد پای «ژن خوب» صاحب‌منصبان در شرکتها و مشاغل بانفوذ و پرمنفعت
رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور

آینده روزنامه‌نگاری چاپی هنوز مشخص نیست
آیا روزنامه‌ها می‌میرند؟

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۵ )
معامله‌های مشکوک کاندیدای سنا

ماجرای ۴ خصوصی‌سازی بدون بازسازی و پرحاشیه
ردپای سیاست‌های خصوصی‌سازی در اعتراضات کارگران

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۴ )
پروژه‌های مخفیانه، اعتبار خبرنگاران را هدف گرفته‌ است

تنها بیست‌و‌یک کیلومتر مانده به هفت‌تپه
چکاپا: یک خصوصی‌سازی موفق

«افق نو» عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران و پروژه‌ای در‌ زیرمجموعه گروه رسانه‌ای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارش‌های تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامه‌نگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت.
درباره ما بیشتر بخوانید.




گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۲ )
کاندیدای کنونی مجلس سنا؛ اغواگر پیشین دختران نوجوان

افق‌نو ـ مهسا امرآبادی: رسوایی اخلاقی در هر جای جهان و در میان هر سطحی از مردمان که روی دهد تقبیح می‌شود و برای مرتکب آن هزینه دارد، اما اگر مرتکب آن میان سیاستمداران، قدرتمندان، آموزگاران باشد و هدف آن نوجوانان باشند و اثبات شود، هزینه گزافی برای آنها به جای می‌گذارد. سال ۲۰۱۸ جایزه پولیتزر در بخش روزنامه‌نگاری تحقیقی به گزارشگران واشنگتن‌پست تعلق گرفت که یکی از این اتهامات علیه کاندیدای جمهوری‌خواه مجلس سنا را پی گرفتند و اثبات کردند. سایت پولیتزر در توضیح دلیل خود برای انتخاب این روزنامه آورده است: سلسله گزارش‌های هدفمند و بی‌وقفه‌ واشنگتن‌پست با افشای آزار و اذیت جنسی دختران نوجوان در گذشته از سوی یکی از کاندیداهای مجلس سنا، نتایج انتخابات این مجلس در ایالت آلاباما را تغییر داد. این روزنامه با انتشار هشت گزارش مفصل در روزهای مختلف، انگشت اتهام را به سوی «روی مور» کاندیدای حزب محافظه‌کار از ایالت آلاباما نشانه گرفت و به صورت مستند و مستدل او را به آزار و اذیت جنسی دختران نوجوان متهم کرد. از نکات جالب توجه این گزارش‌ها استناد بسیار دقیق آنها به افرادی‌ست که طی تلاش‌های فراوان توانستند آنها را پیدا و راضی به مصاحبه کنند. چهارشنبه هفته گذشته نخستین بخش از این گزارش را منتشر کردیم. آنچه در پی می‌آید دومین قسمت از سلسله گزارش‌های واشنگتن‌پست درخصوص رسوایی‌های اخلاقی «روی مور» است.

Kayla McLaughlin, left, and Gena Richardson worked together at Sears in the late 1970s. The pair is seen in this image from 1977. Richardson says Roy Moore, then in his 30s, visited her at Sears and that Moore later called her school to ask her out. (Provided by Kayla McLaughlin )

Kayla McLaughlin, left, and Gena Richardson worked together at Sears in the late 1970s. The pair is seen in this image from 1977. Richardson says Roy Moore, then in his 30s, visited her at Sears and that Moore later called her school to ask her out. (Provided by Kayla McLaughlin )

بخش دوم گزارش شش قسمتی واشنگتن‌پست همراه با چند ویدئو خبری، از فساد اخلاقی کاندیدای ایالت آلاباما که برای آنها پولیتزر آورد

شهادت دو زن دیگر به تعرض «روی مور» به خودشان در بازار آلاباما

۱۵ نوامبر ۲۰۱۷

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۱ـ ۲۰۱۸)

ژنا ریچادرسون می‌گوید وقتی سال آخر دبیرستان در بخش مردانه فروشگاه سییرز در بازار گادسدن کار می‌کرد، مردی به او نزدیک شد و خود را «روی مور» معرفی کرد.
– او گفت می‌توانید من را «روی» صدا کنید.
ریچاردسون می‌گوید نخستین ملاقاتش با مور در پاییز سال ۱۹۷۷ یعنی کمی قبل یا بعد از تولد ۱۸ سالگی‌اش اتفاق افتاده و در آن زمان مور یک وکیل محلی ۳۰ ساله بود که به اغفال زنان جوان در گادسدن شهرت داشت. این زن به یاد می‌آورد مور همیشه باب صحبت را با دختران جوان در بازار گادسدن باز می‌کرد و همین باعث شده بود تا یکی از مدیران فروشگاه به یکی از کارکنانی که تازه استخدام شده بود، بگوید: حواست به این مرد باشه!
پیش از این یکی دیگر از زنان جوان از مور به سرپرست فروشگاه شکایت کرده بود اما ریچاردسون وقتی که مور به طرفش آمد، چیزی نگفت و آن را پنهان کرد.
او تعریف کرد مور -که اکنون کاندیدای سنای آمریکاست- از او درباره مدرسه‌اش سوال کرده و سپس شماره تلفنش را خواسته اما ریچاردسون از دادن شماره‌اش به مور خودداری می‌کند و به او متذکر می‌شود پدرش از واعظان باپتیست است و هرگز چنین چیزی را نمی‌پذیرد.
ریچاردسون می‌گوید چند روز بعد از این ماجرا وقتی در کلاس مثلثات در دبیرستان گادسدن بود، او را به دفتر مدیر مدرسه فرا خواندند. او یک تماس تلفنی داشت.
– تلفن را برداشتم و آن طرف خط صدای مردی گفت: «ژنا! من روی مور هستم!» بسیار تعجب کردم. او گفت چی کار می‌کنی؟ گفتم در کلاس مثلثات هستم و مور دوباره از من خواست تا با هم بیرون برویم.
چند روز بعد از آنکه مور دوباره از او درخواست کرد با هم بیرون بروند، ریچاردسن نرم شد و موافقت کرد. او آن زمان احساس می‌کرد کسی به او توجه کرده و تملقش را می‌گوید اما از طرف دیگر هم عصبی بود.
آنها یک شب همدیگر را بعد پایان کار ریچاردسون در یک تئاتر سینمایی دیدند. در پایان مور، ریچاردسون را تا ماشینش که در پارکینگ تاریک پشت فروشگاه سییرز پارک کرده بود، رساند و این قرار با بوسه‌ای که به گفته ژنا ناخواسته و به زور بود، به پایان رسید. بوسه‌ای که ریچاردسون را وحشت‌زده کرد.

او که اکنون زنی ۵۸ ساله، معلم کالج و ساکن بیرمنگام است، می‌گوید: «دیگر هیچ وقت نمی‌خواستم او را ببینم.»
این زن خودش را یک جمهوری‌خواه معتدل توصیف می‌کند که در انتخابات عمومی سال ۲۰۱۶ و انتخابات مقدماتی مجلس سنای جمهوری‌خواهان آلاباما در سال جاری شرکت نکرده است.
کمپین انتخاباتی مور تا کنون اشاره مستقیمی به این اتهامات نکرده است. سخنگوی کمپین انتخاباتی مور با انتشار بیانیه‌ای افزایش تعداد اتهامات به مور را همراه با انگیزه سیاسی دانسته و با استهزا نوشته است: «اگر لیبرال هستید و از قاضی مور متنفرید، پس ظاهرا او با شما سروسری داشته‌است٬ اما اگر محافظه‌کار هستید و به قاضی مور عشق‌ می‌ورزید، پس به خوبی می‌دانید این اتهامات یک نمایش مضحک سیاسی است.»
ریچاردسون که اظهاراتش توسط کایلا مک‌لاگلن همکلاسی و همکارش در فروشگاه سییرز تایید شده، چهارمین زنی‌ست که می‌گوید زمان نوجوانی هنگامی که در بازار گادسدن کار می‌کرده، مور سعی در اغفال او داشته است. از فروشگاه سییرز در یک سوی بازار تا جواهری پیزیتز در سوی دیگر بازار!
ریچاردسون و بکی گری -زنی که درباره مور به سرپرستش شکایت کرده بود- تا کنون درباره این موضوع در میان عموم صحبت نکرده‌ بودند.
اظهارات دو زن دیگر – وندی میلر و گلوریا تاکر دیسون – نیز اخیرا در واشنگتن‌پست منتشر شده است.
فیلیس اسمیت هم ۱۸ ساله بود که در یک مغازه لباس‌فروشی زنانه به نام بروکس آغاز به کار کرد. او می‌گوید در آن زمان دختران نوجوان به همدیگر نصیحت می‌کردند «وقتی روی به اینجا آمد، خودتان را گم‌و‌گور کنید، او فقط برای اذیت شما آمده، به او توجه نکنید تا گورش را از اینجا گم کند.»

********

Phyllis Smith worked at a mall store called Brooks, a clothing store geared toward young women. She said young co-workers told each other to “just make yourself scarce when Roy’s in here, he’s just here to bother you, don’t pay attention to him and he’ll go away." (Provided by Phyllis Smith)

Phyllis Smith worked at a mall store called Brooks, a clothing store geared toward young women. She said young co-workers told each other to “just make yourself scarce when Roy’s in here, he’s just here to bother you, don’t pay attention to him and he’ll go away.” (Provided by Phyllis Smith)

این برخوردها و وقایعی که توسط زنان تشریح شد، مربوط به سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۲ است یعنی زمانی که مور مجرد و در اوایل سی سالگی‌اش بود. او در آن زمان در اتوواه در شمال شرقی آلاباما به وکالت مشغول بود و در اکتبر ۱۹۷۷ به عنوان قائم‌مقام دادستان منطقه منصوب شد.
در کل، واشنگتن‌پست با ده‌ها نفر که در آن زمان در بازار گادسدن کار می‌کردند یا در نوجوانی‌شان طی سال‌های اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ در این بازار وقت می‌گذراندند، صحبت کرده است و آنان به یاد دارند مور در آن بازار حضوری پررنگ داشته‌است. مردی خوش‌پوش که به تنهایی قدم می‌زد، به پیشخوان‌ها تکیه می‌کرد و وقتش را در مغازه‌های مختلف می‌گذراند؛ به‌ویژه شب‌های آخر هفته که به گفته زنانی که آنجا کار می‌کردند؛ موجب ناراحتی و معذب شدن‌شان می‌شد.
بعد از انتشار گزارش پست در خصوص اغفال دختران نوجوان توسط مور به ویژه دختری ۱۴ ساله که توسط مور ۳۲ ساله مورد آزار جنسی قرار گرفته بود، چندین زن دیگر هم خبر دادند که تصمیم گرفته‌اند حکایت و ماجرای خود را با ما در میان بگذارند.
از سوی دیگر وقتی گزارش پست منتشر شد، زنی دیگر به نام بورلی یانگ نلسون به همراه یک وکیل به نام گلوریا آلرد پیدا شد و مور را به هتک‌حرمت متهم کرد. او گفت زمانی که ۱۶ سال داشته مور او را در ماشینش آزار جنسی داده است.
یکی از وکلای کمپین انتخاباتی مور در کنفرانس مطبوعاتی که برای پاسخ به ادعاهای این زن برگزار شده بود، با اشاره به امضای مور در سالنامه این زن، از جعلی بودن امضا خبر داد.
مور نیز هرگونه سوءرفتار جنسی را انکار کرده است. وی هفته گذشته در مصاحبه با سین هنیتی از فاکس نیوز، قرار گذاشتن با دختران جوان زمانی که ۳۰ ساله بود را غیرمحتمل ندانست و گفت البته در این‌باره چیزی به خاطر نمی‌آورد. مور متذکر شد یادش نمی‌آید با دختری بدون اجازه مادرش قرار گذاشته باشد.
مور درخواست رهبران جمهوری‌خواهان در واشنگتن مبنی بر کنار‌ه‌گیری از انتخابات و اتمام کمپین انتخاباتی‌اش را بی‌اعتبار دانست و گفت رسانه‌ها به همراه تشکیلات حزب جمهوری‌خواه علیه او در یک صف قرار گرفته‌ و متحد شده‌اند. در عین‌حال عکس‌العمل‌ها در آلاباما و در بین رای‌دهندگان متغیر و متفاوت است.
رییس‌جمهور ترامپ نیز به واسطه سارا هاکبی سندرز دبیر مطبوعاتی کاخ سفید با گفتن اینکه در صورت تایید این اتهامات، مور باید کناره‌گیری کند؛ موضعی فراتر از رهبران حزب جمهوری‌خواه نگرفته است. ترامپ روز چهارشنبه سوالاتی مبنی بر اینکه آیا مور باید کناره‌گیری کند را نادیده گرفت و به آنها پاسخ نداد.

********

بازار بزرگ گادسدن در سال ۱۹۷۴ بازگشایی شد. در یک سوی آن فروشگاه سییرز و در سوی دیگرش فروشگاه پیزیتز، یک سالن نمایش تئاتر در میانه بازار و تعداد زیادی پارکینگ در این بازار وجود دارد و به سرعت به پاتوقی برای نوجوانان تبدیل شد.
سال ۱۹۷۷ مور پس از کالج حقوق، حضور در آکادمی نظامی وست پوینت و خدمت در ویتنام به خانه برگشت. در همین زمان مردم از حضور مستمر وی در بازار گادسدن خبر می‌دهند.
بکی گری که آن زمان ۲۲ ساله بود و در فروشگاه پیزیتز کار می‌کرد، گفت: «والدین، بچه‌ها را در بازار رها می‌کردند و اجازه می‌دادند آنها در بازار پرسه بزنند. خب او همان زمان‌ها شروع به نزدیک شدن به من کرد.»
گری تعریف کرد مور بی‌وقفه از او درخواست می‌کرد تا با هم بیرون بروند و او هم مدام پاسخ منفی می‌داد.
وی اکنون ۶۲ ساله، معلم بازنشسته و از دموکرات‌هایی‌ست که با رقیب مور در انتخابات سنا همکاری می‌کند.
– همیشه به بهانه اینکه در رابطه دیگری هستم یا شخص دیگری را ملاقات می‌کنم به تقاضاهای مور پاسخ منفی می‌دادم. آن زمان به نظرم او خیلی پیر بود. کلا هر کسی از ۲۲ سال سن بیشتر داشت به نظرم پیر می‌آمد.
گری یادآوری می‌کند مور بسیار سمج بود تا جایی که او را معذب می‌کرد. مور در بخشی که گری کار می‌کرد یا در جاهای دیگر مانند بخش لوازم حمام مدام پرسه می‌زد و همین امر گری را پریشان حال و آشفته می‌ساخت. به همین دلیل مجبور شد شکایت مور را به ماینارد ون اسپیگلفلد مدیر پیزیتز کند.
– او در جواب من گفت این نخستین بار نیست که از مور در بازار شکایت می‌شود.
به گفته بستگان اسپیگلفلد، او اکنون در قید حیات نیست.
پیزیتز همان فروشگاهی‌ست که دیسون هفته گذشته در مصاحبه با پست گفت زمانی که ۱۸ ساله و پشت دخل این مغازه جواهرفروشی مشغول به کار بود؛ مور او را به قرار ملاقاتی دعوت کرد.
پشت فروشگاه پیزیتز یک راهروی طولانی متشکل از مغازه‌ها مانند مغازه بروک بود. این مغازه کت‌هایی با خز خرگوش می‌فروخت و جدیدترین مدها را برای زنان آماده می‌کرد. اسمیت یکی از کارکنان آن زمان این مغازه می‌‌گوید، ۱۹ ساله بود که مور تردد به این مغازه که بیشتر کارکنان آن دختران نوجوان بودند را آغاز کرد. او به یاد می‌آورد مور تنها بود و به هیچ عنوان به دنبال خرید کردن نبود.
درحال حاضر وی ۵۹ ساله و ساکن گادسدن و دموکرات است.
‫- یادم می‌آید وقتی او وارد مغازه می‌شد، حال و هوای دختران هم تغییر می‌کرد. گویی همه ما حالت دفاعی به خودمان می‌گرفتیم. من سرم را با کار دیگر گرم می‌کردم یا خیلی آرام و بی‌صدا خارج می‌شدم. ‬
اسمیت تاکید می‌کند مور هرگز شخصا به او نزدیک نشد اما او مور را مشغول گپ زدن با فروشندگان جوان دیده و به همین دلیل به کارمندان جدید همیشه متذکر می‌شد حواس‌شان به این مرد باشد. اسمیت یادآور می‌شود در بسیاری اوقات مدیران مغازه با معضل چک‌های برگشتی مواجه می‌شدند که این به معنای رفتن به دفتر معاون دادستان منطقه، جایی که مور کار می‌کرد؛ بود. به گفته اسمیت، در این مواقع مدیران مجبور بودند از بین کارکنان برای رفتن به دفتر دادستان منطقه و گفت‌وگو درباره پرونده، قرعه‌کشی کنند.
– حضور در دفتر او به نوعی تجربه‌ای خوفناک بود.
در مرکز بازار یک غرفه عکاسی بود. وندی میلر پیش از این به پست گفته بود مادرش در این غرفه کار می‌کرد و او نیز با مادرش در آنجا وقت می‌گذراند. زمانی که ۱۶ ساله بود مور مکررا از او درخواست کرد تا با هم بیرون بروند اما مادرش به شدت مخالفت کرد. مارتا براکت مادر میلر این موضوع را تایید کرده است.

********

در انتهای دیگر بازار، فروشگاه سییرز قرار داشت. جایی که ریچاردسون از جمله دختران دبیرستانی سال آخری بود که آنجا کار می‌کرد.
ریچاردسون که نام زمان پیش از ازدواجش بورگس است، در بخش مردان کار می‌کرد و دوست و همکلاسی‌اش مک‌لوگلین در قسمت آرایشی و جواهر جلوی فروشگاه مشغول به کار بود و می‌توانست از آنجا راهروی روبه‌روی فروشگاه، را به خوبی ببیند.
مک‌لوگلین که اسم زمان پیش از ازدواجش شرلی است، می‌گوید: می‌توانستم آمدن مور را ببینم. من و ریچاردسون معمولا در شیفت بعدازظهر در تعطیلات کار می‌کردیم. مور هیچ وقت با من شخصا حرف نزد او آنجا می‌آمد تا با ژنا صحبت کند و این کاری بود که همیشه انجام می‌داد.
به گفته مک‌لوگلین، او چند بار به دوستش درباره مور هشدار داده و از او خواسته بود تا از این مرد فاصله بگیرد.
– متنفرم از اینکه این را بگویم اما ژنا مثل خواهر کوچکم بود و پدرش یک واعظ باپتیستی جنوبی بود و کمی هم خام و بی‌تجربه بود. به همین دلیل من باید بهش هشدار می‌دادم و می‌گفتم او دارد می‌آید!
ریچاردسون می‌گوید: مور خود را یک وکیل معرفی کرد و برایم عجیب بود چرا که از من خواست تا او را با نام کوچکش «روی» صدا کنم. در وهله اول خیلی عجیب بود زیرا به ما آموزش داده بودند بقیه را آقا یا خانم صدا کنیم.
ریچاردسون تعریف کرد مور از او شماره‌ تلفنش را درخواست کرد و او به این درخواست پاسخ منفی داد.
– نه! پدر من خیلی سخت‌گیر است. نه!
بعد از این ماجرا با مک‌لوگلین درباره مور حرف زد و مک‌لوگلین او را از قرار گذاشتن با مور برحذر داشت چرا که مور خیلی بزرگ‌تر بود.
ریچاردسون می‌گوید چند روز بعد بود که او را از کلاس مثلثات به دفتر مدیر فراخواندند.
– وحشت‌زده شده بودم. فکر کردم پدرم تماس گرفته و وقتی فهمیدم مور پشت خط است، احساس کردم همه در دفتر به من زل زده‌اند.
ریچاردسون به خاطر می‌آورد که مور باز هم از او خواست تا با هم بیرون بروند و درست بعد از این مکالمه این قضیه را برای دوستش مک‌لوگلین تعریف کرد و او هم این اظهارات را تایید می‌کند.
– به او گفتم درحال حاضر نمی‌توانم صحبت کنم. من خیلی خام و ساده بودم، فردی دنیادیده و باتجربه نبودم. به او گفتم من جمعه‌ها و شنبه‌ها سرکار هستم.
جمعه یا شنبه هفته بعد مور به فروشگاه سییرز آمد و برای بار دیگر از ریچاردسون درخواست کرد با هم بیرون بروند.
– به او گفتم پدر من آدم بسیار سخت‌گیری است.
مور به او پیشنهاد داد بعد از پایان کارش در فروشگاه، برای دیدن یک فیلم به سینما بروند. ریچاردسون هم به خانواده‌اش اطلاع داد با یکی از دوستانش بیرون می‌رود.
آنها همدیگر را در سینما دیدند. ریچاردسون می‌گوید دقیقا به خاطر ندارد چه فیلمی دیدند اما به‌وضوح به یاد دارد بعد از دیدن فیلم چه اتفاقی افتاد. ریچاردسون می‌گوید آن شب سرد و تاریک بود و او ماشینش را در آن سوی پارکینگ که اندازه یک زمین فوتبال فاصله داشت، پارک کرده بود. مور پیشنهاد داد او را با ماشین خودش به آن سوی پارکینگ برساند.
وی تعریف می‌کند، مور ماشینش را کنار ماشین ریچاردسون پارک و شروع به گپ زدن با او کرد و ریچاردسون بار دیگر درباره پدرش و سخت‌گیری‌هایش با مور حرف زد.
– توضیح دادم پدر من یک کشیش است و نمی‌توانم به او کلک بزنم چون این کار درست نیست. تشکر کردم و خواستم از ماشینش خارج شوم که به یک‌باره من را گرفت و به داخل ماشین کشید و با شدت و حدت بوسید.
وی ادامه می‌دهد: خیلی شوکه شده بودم . واقعا ترسیده بودم. چیزی را در وجود خودم حس کردم که بسیار مرا ترساند. به او گفتم باید بروم زیرا ساعتی که اجازه دارم بیرون باشم، تمام شده است.
او تعریف کرد در آن لحظه از ماشین مور پیاده و سوار ماشین خودش شده‌است.
ریچاردسون و مک‌لوگلین می‌گویند آنها درباره این ماجرا با هم حرف زدند و وقتی مور بار دیگر به فروشگاه سییرز آمد، مک‌لوگلین به دوستش هشدار و خبر داد که مور دارد می‌آید تا ریچاردسون بتواند پشت فروشگاه پنهان شود.
– وقتی مور می‌آمد من به ریچاردسون خبر می‌دادم تا پشت فروشگاه پنهان شود. او خیلی ناراحت و معذب بود.
ریچاردسون تعریف می‌کند دیگر هرگز با مور صحبت نکرد. او در همین روزها درباره این ماجرا با پدرش حرف زده و هرگز چیزی به مادرش که حالا دیگر در قید حیات نیست، نگفته است.
او می‌گوید: تمام این سال‌ها فکر می‌کردم تنها من قربانی این ماجرا بوده‌ام و الان متوجه شده‌ام این ماجرا تنها برای من اتفاق نیافتاده است و همین قضیه حالم را به عنوان یک مادر و مادربزرگ بد می‌کند.

گزارشگران: استفان مک‌کورمن، بث رینهارد، آلیس کریتس

لینک مطلب در سایت پولیتزر: https://www.pulitzer.org/winners/staff-80

لینک مطلب در سایت واشنگتن‌پست: https://www.washingtonpost.com/investigations/two-more-women-describe-unwanted-overtures-by-roy-moore-at-alabama-mall/2017/11/15/2a1da432-ca24-11e7-b0cf-7689a9f2d84e_story.html?utm_term=.29a78ef6f4bf

لینک کوتاه:

مطالب اخیر