نگاهی به رد پای «ژن خوب» صاحب‌منصبان در شرکتها و مشاغل بانفوذ و پرمنفعت
رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور

آینده روزنامه‌نگاری چاپی هنوز مشخص نیست
آیا روزنامه‌ها می‌میرند؟

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۵ )
معامله‌های مشکوک کاندیدای سنا

ماجرای ۴ خصوصی‌سازی بدون بازسازی و پرحاشیه
ردپای سیاست‌های خصوصی‌سازی در اعتراضات کارگران

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۴ )
پروژه‌های مخفیانه، اعتبار خبرنگاران را هدف گرفته‌ است

تنها بیست‌و‌یک کیلومتر مانده به هفت‌تپه
چکاپا: یک خصوصی‌سازی موفق

افشاگری سایت پروپابلیکا از فعالیت‌های اقتصادی پنهانی رییس‌جمهوری کنونی آمریکا
ماجرای سرمایه‌گذاری مخفیانه دونالد ترامپ چیست؟

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۳ )
سخت‌‌گیری‌ و راستی‌آزمایی واشنگتن‌پست مانع از انتشار اخبار جعلی شد

توصیه‌هایی برای سپرده‌گذاران و بانک‌ها بر اساس تحلیل عملکرد مالی آنها
آخرین وضعیت مالی ۱۳ بانک کشور

نسبت میان روزنامه‌نگاری و مستندسازی به بهانه نمایش مستند «میدان جوانان سابق» به کارگردانی مینا اکبری، روزنامه‌نگار
روزنامه‌نگاران فیلمساز یا فیلمسازان روزنامه‌نگار

«افق نو» عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران و پروژه‌ای در‌ زیرمجموعه گروه رسانه‌ای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارش‌های تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامه‌نگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت.
درباره ما بیشتر بخوانید.




سرنوشت روزنامه‌نگاری تحقیقی در روسیه‌ی پوتین -۲
جنگ قلم با تفنگ

افق‌نو ـ سهیل سراییان: روزنامه‌نگاری در روسیه فعالیتی خطرناک به حساب می‌آید. در چند سال اخیر ده‌ها روزنامه‌نگار کشته یا به شکل وحشیانه‌ای مورد حمله قرار گرفته‌اند. روزنامه‌نگاران قربانیان روزمره نبرد برای آزادی بیان هستند و دست آخر به راحتی با شلیک یک گلوله کشته می‌شوند یا با تهدید و گاه با ضرب‌و‌شتم وادار به سکوت می‌شوند. با این وجود آنان در کنار تمام این مشکلات ایستادگی می‌کنند و می‌نویسند. برخی‌شان از کشور خارج شده‌اند و در کشورهای دیگر به این رسالت ادامه می‌دهند. در ادامه برخی از مهم‌ترین روزنامه‌نگارانی که در این چند سال کشته شده‌اند یا به آن‌ها حمله شده است، معرفی می‌شوند:

آنا پولیتکوفسکایا

او روزنامه‌نگار روزنامه نوایا گازتا بود. مهم‌ترین دلیل شهرت‌اش پوشش اخبار جنگ در منطقه چچن بود. آنا با شلیک گلوله در آپارتمان‌اش در سال ۲۰۰۶ کشته شد. پولیتکوفسکایا فیلم‌هایی از شکنجه و آزار و اذیت شهروندان غیرنظامی توسط ارتشی‌های روس را در اختیار داشت و آنها را منتشر کرد. او کتابی در نقد ولادمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه هم نوشت و در آن به کمپین گسترده پوتین در چچن و همین‌طور سوءاستفاده سربازان روس از مردم در این منطقه که به صورت یک فیلم مستند پخش شد، اشاره کرد. پولیتکوفسکایا چندین بار پیام‌های تهدیدآمیز دریافت کرده‌بود و بارها در تلویزیون ملی روسیه خائن نامیده شده بود. پنج مرد مضنون به قتل آنا، توسط پلیس دستگیر شدند اما هیچکس نتوانست کسی که دستور قتل را داده بود پیدا کند. خانواده آنا، دولت را مقصر اصلی این بی‌انگیزه‌گی و عدم تمایل برای کشف واقعیت معرفی کردند.

میخاییل بکتوف

بکتوف از آسیب مغزی رنج می‌برد و یکی از پاهایش را پس از حمله وحشیانه در سال ۲۰۰۸ از دست داده بود. او مشغول ارایه گزارش از کمپین مخالفت با پروژه ساخت یک بزرگراه در مسکو بود. او ۵ سال پس از این واقعه درگذشت. بکتوف درباره فساد گسترده در شهر کوچک خیمکی در حومه مسکو که در نزدیکی بزرگراهی ۸ میلیارد دلاری قرار داشت، گزارش نوشته بود. او مؤسس و سردبیر روزنامه‌ای محلی بود. بکتوف در میان اولین کسانی بود که فاجعه نابودی جنگل‌ها و گیاهان را در روسیه افشا کرد. در نوامبر سال ۲۰۰۸ او را وحشیانه‌ و تا آستانه مرگ کتک زدند، او چندین ماه در کما و بیش از ۲ سال از زندگی‌اش را در بیمارستان سپری کرد. هنوز هویت کسانی که به بکتوف حمله کردند مشخص نشده است.

آناستاسیا بابوروا

او روزنامه‌نگار آزاد بود. بابوروا در یکی از پیاده‌روهای مسکو با شلیک گلوله یک ناشناس کشته شد. پیش از این اتفاق بابوروا با یکی از وکلای سرشناس حقوق‌بشر، استانیسلاو مارکلوف، در حال بررسی ماجرای جنایات روسیه در منطقه چچن بود. این وکیل نیز توسط مردی که ماسک به صورت داشت، از پشت سر با شلیک گلوله کشته شد. مارکلوف پس از یک نشست خبری که به همراه بابوروا در آن شرکت کرده بود، در روز روشن کشته شد. بابوروا وقتی برای کمک به مارکلوف به وی نزدیک شد، در پیاده‌رو گلوله خورد. هر دو در یک زمان. آناستاسیا بابوروا بیست‌و پنج ساله بود و در روزنامه نوایا گازتا کار می‌کرد و کارمند پولیتکوفسکایا بود.

اولگ کاشین

روزنامه‌‌نگار شجاع روس در نوامبر سال ۲۰۱۰ توسط دو مرد ناشناس تا آستانه مرگ بیرون از آپارتمان‌اش به طرز وحشیانه‌ای کتک خورد، اما با خوش‌شانسی زنده ماند. او روزهای زیادی با جمجمه شکسته در کما بود. کاشین درباره موضوعات سیاسی و اجتماعی به‌صورت گسترده‌ای تا امروز مطلب نوشته است که برخی از آنها از نظر سیاسی بسیار حساس و خطرناک هستند. پس از این حمله او اعلام کرد به فرماندار، آندری تورچاک مظنون است چرا که در وبلاگش درباره فساد افشاگری کرده بود. رییس‌جمهور وقت روسیه، دیمیتری مدمدوف در آن زمان تصمیم گرفت این حمله را بررسی کند و به همین خاطر گروه زیادی در مورد این پرونده کار می‌کردند تا مهاجمان را پیدا کنند اما در میانه‌های راه ناگهان تحقیقات متوقف شد. اولگ کاشین که از روند پیگیری پرونده‌اش مأیوس شده بود، تصمیم گرفت شخصاً ماجرای این حمله وحشیانه را پیگیری و افشا کند. چند سال بعد او به صورت رسمی اعلام کرد که تورچاک دستور حمله را به او صادر کرده است. تورچاک تاکنون حتی بازجویی نشده و تمامی اتهامات کاشین را تکذیب کرده است. تورچاک امروز در حزب حامی کرملین فعالیت می‌کند.

حاجی‌مراد کمالوف

کمالوف مؤسس روزنامه شمال روسیه و قفقاز در دسامبر ۲۰۱۱ به دستور مقامات خارج از دفتر کارش در ماخاچکالا، پایتخت داغستان با شلیک گلوله کشته شد. کمالوف سردبیر هفته‌نامه چرنویک بود و در گزارش‌های گسترده‌ به سوءاستفاده‌ها و خرابکاری‌های پلیس در جنگ با اسلامگرایان شورشی در این منطقه اشاره کرده بود. این گزارش‌ها در تمام شهرهای منطقه چچن پخش شده بودند. در سال ۲۰۰۸ مقامات پرونده‌ای بر علیه چندین روزنامه‌نگار فعال در هفته‌نامه چرنویک به دادگاه بردند و آنها را به حمایت از افراطیون متهم کرده بودند. دقیقاً این ماجرا پس از انتشار مصاحبه با رهبر چریک‌های چچن اتفاق افتاد. قاتلین کمالوف هیچوقت پیدا نشدند.

آرکادی بابچنکو

بابچنکو در دو جنگ روسیه با چچن در ۱۹۹۰ در ارتش روسیه خدمت کرد. در اولین جنگ سرباز بود و در دومی به عنوان سرباز رسمی حضور داشت. پس از سال‌ها او روزنامه‌نگار شد و برای چندین رسانه‌ روسی به‌عنوان خبرنگار در حوزه نظامی فعالیت می‌کرد. او تا به امروز چندین مطلب درباره خاطراتش از دوران جنگ منتشر کرده است. انتقاد‌های سنگین و جدی بابچنکو به دولت روسیه ادامه پیدا کرد، او پوشش کامل جنگ روسیه با گرجستان و درگیری‌ با جدایی‌طلبان در شرق اوکراین را گزارش کرد و دولت روسیه را به‌خاطر حمله به غیرنظامیان مورد انتقاد شدید قرار داد. در دسامبر سال ۲۰۱۶ اتفاق عجیبی برای آرکادی بابچنکو رخ داد. او در صفحه شخصی‌اش در فیسبوک نوشت که اصلا برای نظامیان روس که در راه بازگشت به خانه از سوریه بودند و دچار سانحه‌هوایی شدند و همین‌طور برای روزنامه‌نگاران تلویزیون ملی روسیه که کشته شده‌اند، متأسف و متأثر نیست. بسیاری از نمایندگان مجلس دومای روسیه درخواست کردند از بابچنکو سلب ملیت روسی شود. در تلویزیون ملی روسیه او را بارها خائن نامیدند. بابچنکو در فوریه ۲۰۱۷ از ترس جانش روسیه را ترک کرد و به اوکراین رفت. در آنجا به‌عنوان مجری برای شبکه تاتار کریمه «ATR» فعالیت می‌کرد. اما این پایان ماجرای بابچنکو نبود. مقامات اوکراینی گزارش دادند او روز سه‌شنبه با گلوله کشته شده است. همسرش جسد او را در آپارتمان‌شان پیدا کرده بود. در اتفاقی عجیب او روز چهارشنبه، کاملا صحیح و سالم در نشست خبری حاضر شد. مقامات امنیتی اوکراین پس از این خبر اعلام کردند او قصد داشته کسانی که قصد ترور او را داشتند، ردیابی کند.

لینک کوتاه:

مطالب اخیر