معرفی یک نهاد غیرانتفاعی گزارش‌گری تحقیقی و بازنگاهی به گزارش‌های تحقیقی، نفوذ و اثرگذاری این مرکز ژورنالیستی مستقل در سال ۲۰۱۷:
کفه سنگین سوژه‌های اجتماعی برای روزنامه‌نگاران تحقیقی غربی

▪چرا روزنامه‌نگاران نباید بگویند به چه کسی رأی می‌دهند؟

نگاهی به رد پای «ژن خوب» صاحب‌منصبان در شرکتها و مشاغل بانفوذ و پرمنفعت
رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور

آینده روزنامه‌نگاری چاپی هنوز مشخص نیست
آیا روزنامه‌ها می‌میرند؟

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۵ )
معامله‌های مشکوک کاندیدای سنا

ماجرای ۴ خصوصی‌سازی بدون بازسازی و پرحاشیه
ردپای سیاست‌های خصوصی‌سازی در اعتراضات کارگران

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۴ )
پروژه‌های مخفیانه، اعتبار خبرنگاران را هدف گرفته‌ است

تنها بیست‌و‌یک کیلومتر مانده به هفت‌تپه
چکاپا: یک خصوصی‌سازی موفق

افشاگری سایت پروپابلیکا از فعالیت‌های اقتصادی پنهانی رییس‌جمهوری کنونی آمریکا
ماجرای سرمایه‌گذاری مخفیانه دونالد ترامپ چیست؟

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۳ )
سخت‌‌گیری‌ و راستی‌آزمایی واشنگتن‌پست مانع از انتشار اخبار جعلی شد

«افق نو» عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران و پروژه‌ای در‌ زیرمجموعه گروه رسانه‌ای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارش‌های تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامه‌نگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت.
درباره ما بیشتر بخوانید.




ارتباط کردهای طرفدار ترکیه و مخالفان عبدالله اوجالان با قتل‌های زنجیره‌ای ایران چیست؟
عسگراولادی و قتل‌های زنجیره‌ای

افق‌نو: هرچند هنوز هم بعد از گذشت بیست سال ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای یک سوژه خوب یرای روزنامه‌نگاری تحقیقی است، اما فعلا امکان پیش رفتن در این موضوع بیش از گذشته نیست. قتل‌های زنجیره‌ای مانند یک اتاق شیشه‌‌ای است که راهی به درون آن نیست و کلید آن در جیب تاریخ است. چندی پیش جامعه نو مطلبی را از آقای داوود حشمتی به عنوان یادداشت مهمان درباره این ماجرا منتشر کرد که به یکی از قفل‌های نگشوده آن اشاره داشت. به دلیل اهمیت موضوع آن را بازنشر کردیم.

جامعه نو ـ داوود حشمتی: محمد بلوری دومین بخش از خاطراتش در مورد «چگونگی افشای قتل‌های زنجیره‌ای» سال ۷۷ را در روزنامه ایران منتشر کرد که در لابه‌لای آن اظهارنظری از حبیب‌الله عسگراولادی وجود دارد که توجه من را به موضوع مهمی جلب کرد. اظهارنظری که دیدنش این روزها خصوصا بعد از انتشار متن عبدالله شهبازی (مورخ) درباره یک سند تاریخی در مورد دستگیری عبدالله اوجالان موضوع را عجیب‌تر می‌کند.
محمود بلوری در گزارش خود به اظهارنظر‌هایی که آن زمان در مورد قتل‌های زنجیره‌ای مطرح شده بود اشاره کرد و به نقل از عسگراولادی (دبیرکل سابق حزب موتلفه) می‌نویسد: «قتل‌ها کار گروه کردهای طرفدار ترکیه و مخالفان عبدالله اوجالان است.»

سال‌ها پیش درباره «قتل‌های زنجیره‌ای» به تفصیل نوشته‌ام و قصد تکرار ندارم. به این مناسبت فقط بر سندی تأکید می‌کنم که حدود ده سال پس از قتل فروهرها، ‌در جریان دستگیری اعضای شبکه ارگنه‌کن در ترکیه، از خانه مصطفی ازبک، از اعضای ارگنه‌کن، به دست آمد. ارگنه‌کن به شبکه‌های مخفی اطلاق می‌شود که در دوران «جنگ سرد»، از اوائل دهه ۱۹۵۰، بعنوان بخشی از عملیات مخفی پیمان ناتو، در ترکیه ایجاد شد. سند کشف شده در خانه مصطفی ازبک بسیار عجیب است و قتل فروهرها را به قتل گالینا استاروویتووا، نماینده مجلس روسیه، و به ارتباط ایشان با عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک)، مربوط می‌کند.
سند کشف شده از خانه مصطفی ازبک نامه‌ای است از یکی از اعضای شاخه مسلح ارگنه‌کن با نام مستعار «غفور» که «برای اطلاع آقای مصطفی ازبک» نوشته. در این نامه، آنگونه که در روزنامه «طَرَف» ترکیه، مورخ پنج‌شنبه ۹ آوریل ۲۰۰۹/ ۲۰ فروردین ۱۳۸۸، منتشر شد و روز بعد روزنامه «دیلی زمان» منعکس کرد، چنین آمده است: «رئیس محترم ما ماهرترین تیراندازان را برای عملیاتی که باید انجام شود به ایتالیا منتقل کرد. در این فاصله استاروویتووا، که با رئیس باند [عبدالله اوجالان] تماس تلفنی داشت و به او کمک کرده بود که کشوری را برای پناهندگی پیدا کند، مورد هدف گلوله قرار گرفت از طریق ارتباطاتی که خود رئیس با تیم‌های اوکرائین برقرار کرده بود. فروهر، وزیر کار پیشین ایران، که غالباً تماس‌های تلفنی [با عبدالله اوجالان] داشت، دو روز بعد، مقارن با ورود رئیس به آنجا [به ایران]، کشته شد. سپس، رئیس بسیار محترم ما به ایتالیا بازگشت.»
حالا سئوالهای زیر قابل طرح و تحقیق است:
۱- چگونه در آن زمان بلافاصله (تاکید دارم بلافاصله)‌ عسگر اولادی به ارتباط ماجرا با مخالفان اوجالان اشاره می‌کند؟
۲- غیر از عسگراولادی آن زمان (و بعدها حتی تاکنون) چه کسانی به این موضوع اشاره‌ کرده‌اند؟
۳- مبنای حرف عسگراولادی نمی‌تواند «تحلیل»‌ باشد. بلکه یک «خبر» است. دلیل این استدلال هم روشن است. تحلیل باید بر مبنای خبرهایی باشد که دستکم بخشی از آن منتشر شده و با بررسی آنها فرد به یک تحلیل برسد. اما عسگراولادی تحلیل ارائه نکرد. بلکه یک خبر را مطرح کرد.
۴- چگونه آقای عسگراولادی از ارتباطی حرف می‌زند که اولین سند در مورد آن دستکم یازده سال بعد منتشر شده است. منبعی که این اطلاعات را به عسگراولادی داده بود، کجاست؟
۵ – این منبع را باید با خود عسگراولادی مرتبط دانست یا آن را در کانال حزب موتلفه باید جستجو‌ کرد؟ یافتن پاسخ این سئوال می‌تواند مشخص کند که این روند را باید با دامنه وسیع ارزیابی کرد یا محدود و در حد همان یک موضوع.
در مجموع کنار هم آمدن این دو موضوع سرفصل تازه‌ای را برای محققان در این باره‌ ایجاد می‌کند.

لینک کوتاه:

مطالب اخیر