گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (‌۲۰۱۸/۶ )
افشای اسناد جدید بانوی جمهوری‌خواه علیه فساد کاندیدای جمهوری‌خواه سنا

معرفی یک نهاد غیرانتفاعی گزارش‌گری تحقیقی و بازنگاهی به گزارش‌های تحقیقی، نفوذ و اثرگذاری این مرکز ژورنالیستی مستقل در سال ۲۰۱۷:
کفه سنگین سوژه‌های اجتماعی برای روزنامه‌نگاران تحقیقی غربی

▪چرا روزنامه‌نگاران نباید بگویند به چه کسی رأی می‌دهند؟

نگاهی به رد پای «ژن خوب» صاحب‌منصبان در شرکتها و مشاغل بانفوذ و پرمنفعت
رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور

آینده روزنامه‌نگاری چاپی هنوز مشخص نیست
آیا روزنامه‌ها می‌میرند؟

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۵ )
معامله‌های مشکوک کاندیدای سنا

ماجرای ۴ خصوصی‌سازی بدون بازسازی و پرحاشیه
ردپای سیاست‌های خصوصی‌سازی در اعتراضات کارگران

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۴ )
پروژه‌های مخفیانه، اعتبار خبرنگاران را هدف گرفته‌ است

تنها بیست‌و‌یک کیلومتر مانده به هفت‌تپه
چکاپا: یک خصوصی‌سازی موفق

افشاگری سایت پروپابلیکا از فعالیت‌های اقتصادی پنهانی رییس‌جمهوری کنونی آمریکا
ماجرای سرمایه‌گذاری مخفیانه دونالد ترامپ چیست؟

«افق نو» عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران و پروژه‌ای در‌ زیرمجموعه گروه رسانه‌ای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارش‌های تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامه‌نگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت.
درباره ما بیشتر بخوانید.




نشست آن‌لاین دانشجویی با «تژا میرفخرایی» و «جواد دلیری»
چرا روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران ممکن نیست؟

افق‌نوـ نشریه دانشجویی فروردین در سال 1395 در دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات دانشگاه آزاد تهران مرکزی منتشر می‌شد. این نشریه تنها 3 شماره و به همت دانشجویان و دانش‌آموختگان ارتباطات منتشر شد و تلاش می‌کرد به فضاهای تخصصی حوزه علوم ارتباطات بپردازد. شماره اول این نشریه دانشجویی به تیم رسانه‌ای دولت روحانی پرداخته، شماره دوم آن یادمانی برای بهار مطبوعات دهه 70 است و شماره سوم این نشریه نیز تلاش کرده تا به «روزنامه‌نگاری تحقیقی» بپردازد. افق‌نو تصمیم دارد ادبیات این حوزه روزنامه‌نگاری را در این تارنمای تخصصی جمع‌آوری کند. از این رو مطالب نسخه سوم را که منتشرکنندگان این نشریه در اختیار تحریریه افق‌نو قرار دادند٬ بطور کامل بازنشر می‌کند.

نشست آنلاین «روزنامه‌نگاری تحقیقی» با حضور تژا میرفخرایی (استاد علوم ارتباطات)، جواد دلیری (سردبیر سابق روزنامه اعتماد) و الهام عدیمی، صادق محمدی، مهدی قاسمی و روشن نوروزی (دانشجویان و دانش‌آموختگان ارتباطات) برگزار شد و در این نشست تلگرامی، دانشجویان سوالات و دیدگاه‌های خود را با مهمانان درباره این شیوه از روزنامه‌نگاری مطرح کردند.

صادق محمدی: آیا اساسا پدیده‌ای به نام روزنامه‌نگاری تحقیقی در فضای رسانه‌ای ایران وجود دارد؟

جواد دلیری: پیش از انتخابات آمریکا، افشای یک فایل صوتی و تصویری از دونالد ترامپ، یک طوفان خبری در جهان ایجاد کرد. روزنامه واشنگتن‌پست نوار ویدئویی مکالمه دونالد ترامپ در سال ۲۰۰۵ را منتشر کرد که در آن با کلمات رکیک درباره زنان صحبت می‌کند. ترامپ تقریبا ۱۰ ساعت پس از انتشار این نوار در یک نوار ویدئویی که از شبکه های تلویزیونی پخش شد، از اظهاراتش درباره‌ی زنان عذرخواهی و اظهار کرد: «آن‌هایی که مرا می‌شناسند می‌دانند این سخنان بیان‌گر امروز من نیستند. من این حرف‌ها را زده‌ام. من اشتباه کردم و به همین دلیل معذرت می‌خواهم.» چنین گزارشی محصول روزنامه‌نگاری تحقیقی است.

تا آن‌جا که استادان به من آموخته‌اند روزنامه‌نگاری به‌طور عمده در فرم گزارش تبلور می‌یابد، یکی از شیوه‌های کارآمد، پیشرفته و یک مکتب تحول‌انگیز در روزنامه‌نگاری است که سابقه تاریخی آن دست‌کم به اواخر قرن نوزدهم بر‌می‌گردد؛ اما تحلیل‌گران تاریخ مطبوعات، نقطه عطف آن را به سال ۱۹۷۳، یعنی زمانی که سلسله گزارش‌های دو روزنامه‌نگار آمریکایی به نام‌های «کارل برنشتاین» و «باب وودوارد» درباره رسوایی «واتر گیت» در روزنامه «واشنگتن‌پست» به چاپ رسید و منجر به کناره‌گیری ریچارد نیکسون از ریاست‌جمهوری آمریکا شد، نسبت می‌دهند. از آن زمان تاکنون گزارشگری و روزنامه‌نگاری تحقیقی به عنوان یک شیوه تاثیرگذار روزنامه‌نگاری در خدمت بهبود کیفیت زندگی مردم قرار دارد.

انگیزه و هدف اصلی این نوع روزنامه‌نگاری، می‌تواند دفاع از منافع عمومی جامعه، خدمت به پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر، تحکیم و تثبیت جایگاه قانون و اخلاق در جامعه، بسط آزادی بیان و قلم، پاسخگو کردن مسوولان و حساب‌کشی از آنان، افشای فساد و سوء‌استفاده از قدرت و ثروت، جلوگیری از پنهان‌کردن تخلفات و کمک به تحقق حق آگاهی و دسترسی مردم به اطلاعاتی دانست که صاحبان قدرت و ثروت می‌خواهند آن‌را پنهان و در نتیجه، منافع عمومی را در جهت منافع فردی و گروهی خود مصادره کنند.

متاسفانه این نوع روزنامه‌نگاری به دلایل گوناگون هنوز در ایران تا حد زیادی ناشناخته مانده است و در تاریخ مطبوعات ایران، موارد چندانی را نمی‌توان سراغ گرفت که با این تعریف سازگار باشد؛ چراکه ساخت قدرت، وضعیت مدیریت و مالکیت مطبوعات و سایر رسانه‌ها، مانع شکل‌گیری چنین شرایطی بوده است. البته نمونه‌هایی از این نوع روزنامه‌نگاری را در ایران داشته‌ایم، مثل ماجرای خون‌های آلوده در دهه ۷۰ یا ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، یا موضوع گوشت‌های آلوده در اوایل دهه ۸۰، اخیرا ماجرای املاک نجومی و…. از اندک نمونه‌های این گزارش‌های تحقیقی به شمار می‌آید.

آن‌چه در ادبیات روزنامه‌نگاری کشورمان غالبا به عنوان گزارش تحقیقی از آن یاد می‌شود، گزارش‌هایی است که گزارش‌گر برای تهیه آن‌ها، بیش از گزارش‌های عادی و روزمره به تحقیق و جست‌وجو می‌پردازد و علاوه بر گفت‌وگوهایی که تا حدی جنبه چالشی دارند، از آمار و ارقام بیشتری نسبت به سایر گزارش‌ها استفادهو به اصطلاح تا حدودی عمیق‌تر به مسایل می‌نگرد؛ هر چند این نوع گزارش‌ها منجر به نتیجه هم می‌شود اما شاید نتوان روی آن، نام روزنامه‌نگاری تحقیقی گذاشت.

روشن نوروزی: منبع دریافت اطلاعات روزنامه‌نگار اهمیتی دارد؟

جواد دلیری:گاهی به این نوع روزنامه‌نگاری، روزنامه‌نگاری «سگ نگهبان» یا «گزارش مسئولانه» نیز گفته می‌شود. از این زاویه شاید به پاسخ این پرسش هم برسیم؛ فکر می‌کنم اشکالی در این‌که منبع یک گزارش تحقیقی کجا باشد نیست بلکه مهم تحقیق، جمع‌آوری اسناد و سندیت بخشیدن به آن‌هاست. مانند ماجرای املاک نجومی که شاید اطلاعات از ناحیه افراد مطلع داده شده باشد اما نتیجه، پیگیری و به‌دست‌آوردن اطلاعات جانبی حاصل کار خبرنگار است.

الهام عدیمی: اگر بخواهیم جریان فیش‌های حقوقی یا موارد مربوط به اتهامات و فساد در شهرداری یا مواردی از این دست را مثال بزنیم به نظر صرفا افشاگری‌هایی است که با مجموعه‌ای مستندات انجام گرفته و نمی‌توان آن‌ها را چندان روزنامه‌نگاری تحقیقی دانست.

جواد دلیری: شاید مثلا در موضوع حقوق‌های نجومی (که من بر آن نام روزنامه‌نگاری تحقیقی نمی‌گذارم و بیشتر آن‌را افشاگرانه می‌دانم چراکه اصولا روزنامه‌نگار بر اساس تحقیق آن‌را منتشر نکرده است) اگر روزنامه‌نگار اجازه می‌یافت به مطالب خوبی می‌رسید یا در موضوع املاک نجومی یا بحث پرونده پزشکی کیارستمی؛ مشکل این است که نهادهای مختلف جای روزنامه‌نگار و رسانه را گرفته‌اند و اجازه نمی‌دهند نظارت اجتماعی رخ دهد. وقتی هم اتفاقی روی می‌دهد و موضوعی افشا می‌شود باز مجدد برای  روزنامه‌نگار مانع‌تراشی می‌شود و اجازه تحقیق به او داده نمی‌شود.

تژا میرفخرایی: در جنگ خلیج گویا صدام به شوروی سابق پیام داد که می‌خواهد نیروهایش را از کویت بیرون ببرد. چه رد و بدل شد؟ احتمالا گفتارهای گنگ، دوپهلو و نتیجه‌گیری‌های غلط. بر اساس همین نتیجه‌گیری، صدام ستون‌هایی از گارد ریاست‌جمهوری خود را در یک شب تیره از کویت فراخواند. صبح آن روز ستونی از ماشین‌های سوخته در جاده‌ای طولانی بر جای ماند. هیچ‌کس درباره این حادثه چیزی نپرسید مگر همان روزنامه‌نگار هندی‌ که فکر کنم سه ماه بعد در یک حادثه رانندگی جان سپرد. داستانش اما همچون زندگیش ناتمام ماند. منظورم از طرح این موضوع، توطئه نیست، بلکه رابطه میان «قدرت» و روزنامه‌نگاری تحقیقی است. این قدرت یا بخش‌هایی از آن، امکان حیات را به این نوع روزنامه‌نگاری اعطا می‌کند.سیمور هیرش از بزرگان روزنامه‌نگاری تحقیقی، در مقاله‌ای درباره داستانی خبری که هیچ‌کس چاپش نمی‌کرد ولی پس از دو سال جایزه پولیتزر را بُرد، می‌گوید: «خبر دیر اما بالاخره به صورت یک لینک خبری به بیرون درز کرد.» مقاله هیرش تقریبا دو سال روی دستش ماند تا قدرت جایی برای افشاگری از کشتار مردم عادی به‌وسیله نظامیان در معادلات خود پیدا کرد. هیرش هم در آخر همین نتیجه را می‌گیرد. قدرت یا بخشی از آن باید بتواند از این افشاگری‌ها استفاده کند. این مساله در آمریکا اتفاق افتاده و در نتیجه‌ی آن حق دسترسی آزاد به اطلاعات وجود دارد. در جایی مثل افغانستان که اگر رییس‌جمهور به دستشویی برود جزو اخبار محرمانه دسته‌بندی می‌شود، چه باید کرد؟

مهدی قاسمی: آیا روزنامه‌نگاری تحقیقی تنها جایی وارد می‌شود که قدرت از آن استفاده کند؟ پس بحث رسالت اجتماعی و روشنگری چه می‌شود؟

تژا میرفخرایی: روزنامه مبارزه طبقاتی در نروژ که یک نشریه چپ است و قبلا ارگان حزب بود، توانست افشا کند پرنده‌ای که در جنگ خلیج، به طور دائم در تصاویر تبلیغات جنگی به نمایش درمی‌آمد، اساسا در هیچ فصلی از سال در منطقه خلیج فارس زیست نمی‌کند. روزنامه خودشان بود و چاپش کردند. اما جهانی شدن این موضوع سال‌ها بعد انجام شد.

جواد دلیری: همان‌طور که دکتر میرفخرایی گفت، قبل از هر چیز باید دانست قدرت مساله اصلی است و این بچه به برادرهای تنی و ناتنی خود مثل رکن‌های مختلف دموکراسی اجازه حرکت نمی‌دهد و باید مرتبا از این بچه مراقب شود. من فکر می‌کنم در حوزه روزنامه‌نگاری یک چرخه وجود دارد که دنده دنده آن فرسوده و ناکارآمد است. این مساله دلیل اصلی عدم رشد روزنامه‌نگاری در همه ابعاد آن است. اول از همه، مالکیت سیاسی، قدرت‌طلب و همسو با قدرت رسانه‌هاست. به طور مثال، من اگر تصمیم‌گیرنده بودم برای رشد روزنامه‌نگاری می‌گفتم هیچ سیاستمداری اجازه داشتن رسانه و هیچ روزنامه‌نگاری اجازه ورود به عرصه قدرت را ندارد.

روشن نوروزی: اما آیا این عملا امکان‌پذیر است؟ مگر در دیگر نقاط دنیا رسانه‌ها در دست قدرت‌های حاکم نیستند؟

جواد دلیری: چنین امکانی نیست برای همین، شما حتی یک روزنامه خصوصی بدون گرایش ندارید.

الهام عدیمی: چرا در ایران با وجود فسادهای گسترده که حتی مدیران و سازمان‌های دولتی هم به آن اذعان دارند، خبرنگاران دچار محدودیت در کار هستند، یعنی علاوه بر نبود دسترسی آزاد به اطلاعات و فیلترهای بسیار زیاد، روزنامه‌ها هم تمایلی برای انتشار چنین گزارش‌هایی ندارند؟

تژا میرفخرایی:  یادم می‌آید قبل از خبر جریان سمیه و شاهرخ و حتی بیجه مساله زیادی بر سر چاپ خبرهای این چنینی به دلیل مباحث امنیت شهری وجود داشت. کلا جوامع شرقی و جهان سومی برای حفظ امنیت خیلی درها را می‌بندند.

الهام عدیمی:  این پاسخ که چون جوامع شرقی و جهان سومی در چنین وضعیتی هستند، خبرنگارانشان هم پیگیر روزنامه‌نگاری تحقیقی نباشند، کافی نیست. من دوست دارم جواب این سوال را آقای دلیری هم به عنوان سردبیر یکی از روزنامه‌ها بدهند که چقدر از چنین گزارش‌هایی استقبال می‌شود و چقدر به خبرنگار در زمان پیگیری و رسیدن به نتیجه کمک می‌کنند، منظور هم کمک مالی و هم حمایت‌های جدی است؟

مهدی قاسمی: آقای دکتر بنده با فرمایش شما در مورد جوامع شرقی کاملا موافق هستم. اما در جوامع غربی چه؟ آیا ساختار مالکیتی حاکم بر رسانه‌ها در جوامع غربی می‌تواند مانع از تحقق این امر شود؟

تژا میرفخرایی:  قبول دارم ولی در خدمت قدرت است، به فرض قدرت خوب. قدرت همیشه بد نیست. من فکر می‌کنم روش کار و روش پیگیری را باید بررسی کرد. من سه کتاب درباره همین موضوع دارم به اضافه کتاب هیرش درباره سلاح‌های اتمی اسراییل. تصمیم گرفتم یک مقاله از این منابع محدود درباره روش پیگیری اسناد ارائه کنم. بدون ادعا من روزنامه‌نگار نیستم و حتی یک روز هم کار نکرده‌ام. اما همه آن‌ها به درز اطلاعات از سوی کانون‌های قدرت به عنوان کلید‌زننده ماجرا اشاره دارند.

الهام عدیمی: بالاخره بخش عمده‌ای از نشت اطلاعات از کانون‌های قدرت صورت می‌گیرد، به طوری که بیشتر مواقع تنها سرنخی برای خبرنگاران است و در نهایت منجر به افشاگری و تخریب رقبای سیاسی می‌شود.

تژا میرفخرایی: خب، چه نتیجه‌ای می‌گیرید؟ روزنامه‌نگاری مانند هیرش ایده‌آلیستی است که در بازی قدرت شرکت می‌کند تا بتواند حرفش را بزند.

مهدی قاسمی: با این هدف که صدایش آن‌چنان که باید به گوش برسد؟

الهام عدیمی: چرا در ایران حتی چنین تجربه‌هایی نیست؟ البته منظورم سوای افشاگری‌های صورت گرفته است.

تژا میرفخرایی: چرا چند تا کار خوب هست. روش کار با نشستن پشت میز و تنظیم خبر فرق دارد. اما آیا روش را تدریس کرده‌ایم؟

جواد دلیری: روزنامه‌نگاران ایرانی، چه آن‌هایی که در این رشته تحصیل کرده‌اند و چه آن‌هایی که با مدرک غیرمرتبط فعالیت می‌کنند، شناخت و تخصصی از این شاخه از روزنامه‌نگاری ندارند. بسترهای لازم فراهم نیست و همین است که وقتی پرونده‌ای مانند قتل‌های زنجیره‌ای رخ می‌دهد، روزنامه‌ای که خبر را منتشر می‌کند، توقیف می‌شود. یا زمانی که مدیرکل بانک ملی با اختلاس از ایران فرار می‌کند، روزنامه‌ها تنها خبر این فرار را منتشر می‌کنند، روابط‌ عمومی بانک مرکزی خبری بر مبنای سفر چندروزه آقای مدیرعامل برای یک کنفراس منتشر می‌کند، روزنامه‌ها هم کار می‌کنند و پیگیری این اتفاق از دست روزنامه‌نگاران خارج می‌شود و سرانجام این پرونده مهم و پرونده‌های دیگر به این روزها می‌رسد و البته بی‌سرانجامی.

در تحریریه‌های ما اندک نیروهایی هستند که آموزش لازم را حتی به‌صورت تجربی دیده‌‌باشند. در روزنامه ما از بین نزدیک به ۷۰ نفر فقط حدود ۷ نفر تحصیلات آکادمیک روزنامه‌نگاری دارند  و حدود ۱۰ تا ۱۲ نفر به‌صورت تجربی از استادان مطرح دانشگاه، روزنامه‌نگاری آموخته‌اند.

الهام عدیمی: به نظر شما پله اول برای این‌که در ایران روزنامه‌نگاران تحقیقی به صورت جدی فعالیت کنند، آموزش است؟ یعنی باید شروع کنیم به آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی؟

روشن نوروزی: خیلی چیزهای دیگر هم در فضای آکادمیک تدریس نشده، اما در فضای روزنامه‌نگاری ما وجود دارد. عکاسی مطبوعاتی ما مگر از دل دانشگاه بیرون آمد؟

الهام عدیمی: متاسفانه تدریس در ایران فقط شکل آکادمیک و دانشگاهی دارد. یعنی در بوته عمل بسیاری موارد آموزش‌ها کاربردی نبوده‌اند. چرا مثلا یک روزنامه به صورت پایلوت چنین کاری را آغاز نمی‌کند. شاید این‌طور آموزش‌ها موثرتر باشد.

تژا میرفخرایی: همه چیز با آموزش آغاز می‌شود.جوشکار تجربی نمی‌تواند نقطه جوشی بزند که برای لوله‌های نفت و گاز لازم است. باید الفبا را یاد داد تا تجربه حرفه‌ای ایجاد شود. چراکه نه؟ بروید از رویترز، واشینگتن پست و .. بیاورید ولی بازهم اسمش آموزش است.

صادق محمدی: اشاره اولیه دکتر میرفخرایی به جنگ خلیج فارس من‌را یاد نظریات بودریار و بدبینی پست مدرن‌های دیگری می‌اندازد که اصولا فرار از روابط قدرت را امکان‌ناپذیر می‌دانند. از لابه‌لای سخنان استاد میرفخرایی به نظر می‌رسد ایشان چندان به روزنامه‌نگاری تحقیقی امیدوار نیستند و معتقدند در هر صورت ابزار در دست قدرت است. اگرچه ممکن است قدرت خوب هم داشته باشیم (احتمالا این‌جا دکتر مراعات کرده‌اند و نگفته‌اند قدرت بد در مقابل بدتر) اما به‌هرحال روزنامه‌نگاری تحقیقی نتیجه خواست قدرت است نه آن‌گونه که مهدی قاسمی معتقد است رسالت اجتماعی و روشنگری. نکته دوم در سخنان استاد مساله جهان سوم و بغرنج‌تر بودن وضعیت جریان آزاد اطلاعات در آن است. وضعیت کشورهای جهان سوم در زمینه روزنامه‌نگاری تحقیقی چندان روشن نیست. موضوع اصلی بحث در جغرافیای ایران است و فکر نکنم کسی در این جمع مخالف این نکته باشد که ایران کشوری جهان سومی است. نکته سوم که از سخنان استاد برداشت می‌شود، نبود آموزش روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در ایران است. ایشان آموزش روزنامه‌نگاری را یکی از شروط اصلی حرفه‌ای شدن و به تبع آن رشد روزنامه‌نگاری تحقیقی می‌دانند.

اگرچه من نیز معتقد به ساختارهای قدرت و روابط سلطه هستم، اما معتقدم وقتی در مورد کشوری چون ایران و مساله روزنامه‌نگاری صحبت می‌کنیم خیلی نمی‌توان تحلیل‌های خود را بر نظریه‌های پست مدرن استوار کرد. امیدوارم با این شاگرد موافق باشید که قدرت سخت حاکم بر جوامع جهان سوم بیشتر با نظریه‌های کلاسیکی چون نظریه وبر قابل تحلیل است تا نظریه‌پردازانی چون فوکو. شما از نروژ مثال می‌آورید که مهد سرمایه‌داری است و روزنامه‌ای به نام مبارزه طبقاتی در آن فعالیت می‌کند. آیا استوار کردن تحلیل خود بر نظریاتی که شاید در ظرف زمان و مکان ما نمی‌گنجند، اشتباه نیست؟ آیا بهتر نیست ما فعلا به مفاهیمی چون آزادی بیان و دموکراسی بپردازیم و امکان‌پذیر بودن و حقیقی بودن آن‌را به جهان غرب و اندیشمندان خود آن‌ها بسپاریم؟ درباره آموزش روزنامه‌نگاری و لزوم آن برای حرفه‌ای شدن نیز سوالی مطرح است. آیا با توجه به مسائل اقتصادی در رسانه‌های ایران می‌توان روزنامه‌نگار حرفه‌ای داشت؟ آیا روزنامه‌نگاری در ایران اصلا می‌تواند حرفه باشد؟ به نظر بنده با توجه به درآمد ناچیز خبرنگاران و روزنامه نگاران غیر دولتی اصولا روزنامه‌نگاری یک علاقه‌مندی محسوب می‌شود و کمتر به عنوان یک حرفه مطرح است. در چنین وضعیتی اگر برترین کارکنان خبرگزاری‌های معروف جهان را جذب کنیم باز هم حرفه‌ای نخواهیم شد زیرا غم نان نخواهد گذاشت.

الهام عدیمی: مساله این‌ است که جایگزینی برای سیستم فرسوده روزنامه‌نگاری اتفاق نمی‌افتد، یعنی هر چه نیروی جدید و با انرژی هم که به این سیستم وارد می‌شوند،‌ معمولا پس از مدتی دچار خمودگی و عادت به زندگی روزنامه‌نگاری اشتباه می‌شوند، چون به نظر من هیچ حمایت و جهت‌دهی به این سرمایه‌ها نداریم، بنابراین باز هم در همین چرخه می‌مانیم. اتفاقا امروز همین مساله مطرح شد. نه تنها برای یک ماه، که هیچ رسانه‌ای حتی برای گزارش میدانی هم حاضر به پرداخت متفاوتی نیست. به نظر شما چه باید کرد؟ شما سردبیر یک روزنامه هستید که می‌تواند متفاوت باشد، چه سازوکاری در پیش می‌گیرید؟ از طرف دیگر، طبیعتا مخاطب اهمیت بسیاری دارد. اما وقتی مطلب متفاوتی وجود ندارد، مخاطب هم سراغ آن نمی‌رود.

جواد دلیری: من کمتر از دو یا سه نیرو دارم که چنین توانی دارند.جایگزین او را در سرویس برای کارهای روزمره‌اش چه کنم؟ هزینه‌های سفر، تحقیق، مصاحبه و…او را چه کسی پرداخت می‌کند؟ با حقوق یک میلیونی، چه می‌تواند بکند؟

مخاطب وقتی ببیند روزنامه‌ای پیگیر مطلبی است، او هم به دنبال روزنامه خواهد رفت. به تحقیق می‌گویم چنین مسائلی تاثیری در تیراژ ندارد. نکته دیگر این است که آیا واقعا حاکمیت ما اجازه می‌دهد برای مثال یک گزارش تحقیقی درباره مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا بنویسیم؟ آیا اجازه می‌دهد از منابع مالی احزاب گزارش بدهیم؟ اجازه می‌دهد از هزینه‌های سفر یک روزه رییس جمهوری به یک شهر بنویسیم؟ اجازه داریم از میزان مرگ و میر ناشی از تحریم دارویی یا تحریم واردات محصولات هواپیمایی یا خودروسازی بنویسیم؟ این‌ها سوژه هستند اما اگر اجازه بدهند، خبرنگار هم باشد، مدیر هم پول بدهد، تازه اول بسم‌الله است از دم در، اطلاعات نمی‌دهند، گیرت نمی‌آید، محرمانه است، اطلاعات اشتباه و…. چند روز پیش یک گزارش چاپ کردیم از پیرمردی که در مترو می‌خواست خودکشی کند. تازه او خودکشی نکرد، امروز دو شکایت علیه روزنامه ثبت شد. از طرف دیگر روزنامه‌نگاری تحقیقی یعنی با شواهد و مستندات، یعنی مدرکی که در دادگاه هم قابل قبول باشد.

روشن نوروزی: اما برخی از این سوژه‌ها اتفاقا دستمایه گزارش‌های زیادی شده است. بسیاری از آن‌ها در رسانه‌های آنلاین هم منتشر شده‌اند. من فکر می‌کنم خیلی هم نباید مساله را مربوط به سیاست‌های حکومتی دانست.

جواد دلیری: من فکر می‌کنم بین گزارش مثلا عمقی یا به قول دکتر فرقانی گزارشی با یکسری عدد و رقم و گزارش تحقیقی باید تفاوت قایل شویم. گزارشی که مثل خون‌های آلوده منجر به نتیجه بشود. مثال زدم که اتفاق می‌افتد، درست است اما فرسایشی است و آخرش این حرف را می‌شنویم که دنبال دردسر نباشید. مثل ترامپ که منجر به عذرخواهی شود و در نتایج انتخابات تاثیر بگذارد.

الهام عدیمی: در این سال‌ها چند گزارش مثل جریان خو‌ن‌های آلوده نوشته شده است؟ و چطور ما باید چنین روندی را در رسانه‌ها زنده نگه داریم؟

جواد دلیری: چند مورد یادم است مانند خون‌های آلوده، قتل‌های زنجیره‌ای البته نه همه مطالبش و گوشت‌های آلوده.  املاک نجومی را هم چون از رسانه بیرون زد، می‌توان جزو این دسته دانست.

الهام عدیمی: البته جریان املاک نجومی را من بیشتر افشاگری می‌دانم چون گزارش عمقی یا تحقیقی خاصی روی آن‌ها اتفاق نیفتاده بود. ولی مساله این است که چطور چنین روندی دنباله‌دار نیست؟ با توجه به این‌که رسانه‌های زیادی در ایران فعال و خبرنگاران زیادی هم مشغول به کار هستند.

جواد دلیری: بله اما  تحقیق هم صورت گرفته بود، یاشار سلطانی همواره فساد در شهرداری را گزارش می‌کرد و فازهای مختلفی را همیشه منتشر کرده بود. برخلاف گزارش‌های خارجی که یک‌جا منتشر می‌شوند، این‌جا مرحله به مرحله منتشر می‌شد. به طور مثال، اخبار عروسی دختر قالیباف، نشست قالیباف با نمایندگان مجلس و… در این راستا بود. همان‌طور که اشاره کردم، مسائلی چون ورود قوه قضاییه، نداشتن خبرنگار مسلط در حوزه شهری و عدم تمایل مدیران رسانه‌ها  برخی از مسائلی است که روی این حوزه تاثیر می‌گذارد.

الهام عدیمی:  در این شرایط چه راهکاری برای روزنامه‌نگاری تحقیقی پیش روی ما به عنوان خبرنگار است؟

جواد دلیری: راستش را بگویم، من نمی‌دانم. شما پیشنهاد خاصی دارید؟ من شخصا دلم می‌خواهد شخصی مثل احمد توکلی نماینده مجلس، عمید نایینی و محسن اشرفی رسانه‌هایی داشته باشند که بی‌شک این نوع گزارش را دنبال خواهند کرد. احمد توکلی در فردا، نایینی در پیام امروز و اشرفی در صبح امروز و بنیان، محور کارشان گزارش بود. واقعا روزنامه فردا و بنیان روزنامه‌هایی بودند که گزارش تحقیقی در آن‌ها چاپ می‌شد.

روشن نوروزی: به‌طور مشخص روزنامه‌ها باید به تغییر فضای رسانه‌ای در این شرایط توجه کنند. بخشی از مسائلی که درباره نگاه مخاطب اشاره کردیم به همین موضوع برمی‌گردد. واقعیت این است که رسانه‌های آنلاین چندین گام جلوتر از روزنامه‌ها با مخاطب روبه‌رو می‌شوند. شاید بتوان گفت روزنامه‌نگاری تحقیقی در فضای آنلاین رشد بهتری خواهد داشت.

صادق محمدی: آقای دلیری در بحث خود، موانع روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران را در موارد زیر دسته‌بندی کرده‌اند: ۱٫ مالکیت سیاسی رسانه: ایشان عقیده دارند که مالکیت رسانه نباید در دست سیاستمداران باشد و همچنین روزنامه‌نگاران نباید وارد جهان سیاست شوند. ۲٫ آموزش: یکی از مشکلات روزنامه‌نگاری را عدم آموزش‌های کافی و آکادمیک دانسته‌اند. ۳٫  عدم حمایت مادی و معنوی مدیران رسانه‌ها ۴٫  سواد رسانه‌ای کم مخاطب ایرانی و عدم پیگیری از جانب او  ۵٫  امتناع نهادهای سیاسی اقتصادی از ارائه اطلاعات. در مورد نکات مطرح شده توسط آقای دلیری اتفاقا به نظر می‌رسد تنها روزنه امید در مورد روزنامه‌نگاری تحقیقی همان حضور سیاستمداران قدرتمند است. همان‌طور که در ادامه بحث، خود آقای دلیری هم نمونه‌هایی را که از روزنامه‌نگاری تحقیقی نام می‌برند همه با مدیریت سیاستمداران بوده است. آن‌چه روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران نیاز دارد نه خروج سیاستمداران که سازوکارهای دموکراتیکی است که سیاستمداران از طریق رسانه‌ها بتوانند به افشاگری علیه یکدیگر بپردازند. شاید همین مساله است که مخاطب ایرانی را نیز دچار حالتی از خمودی و بی‌خیالی کرده است. وقتی مخاطب ایرانی مایه عزت سیاست‌مدار ایرانی را نه محبوبیت او که خضوع او در برابر قدرت‌های بالادستی می‌بیند نمی‌توان از او انتظار داشت که مخاطبی پیگیر باشد. هر چند حکایت جامعه و نهادهای قدرت حکایت مرغ و تخم‌مرغ است و نمی‌توان گفت این افکار عمومی جامعه است که سیاستمداران را مجبور به پاسخ‌گویی می‌کند یا سیاستمداران نیک‌نفس‌اند که جامعه را به پرسش ترغیب می‌کنند.

با توجه به سخنان استاد میرفخرایی و همچنین آقای دلیری می‌توان نتیجه گرفت اصلی‌ترین مساله در زمینه روزنامه‌نگاری تحقیقی مساله قدرت و نهادهای سیاسی ایران است.

جواد دلیری: آقای غنی‌نژاد چندی پیش در یادداشتی خواستار تصویب قانونی برای روزنامه‌نگاری تحقیقی شد. موسی غنی‌نژاد در سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد خواستار تصویب لایحه و طرح در مجلس برای به رسمیت شناختن روزنامه‌نگاری تحقیقی شد. وی با عنوان «معمای نظام اقتصادی ایران» دو راه حل عنوان کرده است که اولی را بررسی چگونگی شکل‌گیری اقتصاد تیول‌داری و دومی را بدون توضیح اضافه‌ای به رسمیت شناخته شدن روزنامه‌نگاری تحقیقی از طریق تصویب قانون توصیف می‌کند.

روشن نوروزی: روزنامه نگاری تحقیقی با توجه به خصوصیاتش و گستردگی تحقیقات موردنیاز، می‌تواند به عنوان یک حرکت گروهی شکل بگیرد؟

جواد دلیری: روزنامه‌نگاری تحقیقی با یک نفر جمع نمی‌شود و باید گروهی باشند تا بتوانند دنبال آن موضوع بروند. حالا می‌گویید چرا گروه؟ برای این که در منابع انگلیسی اصطلاح Investigative  را به کار می‌برند. واژه‌ای که برای بازپرسی به کار می‌رود یعنی اگر جنایتی اتفاق افتاده باشد، بازپرس می‌آید و تحقیق می‌کند. اگر شما تصور کنید یک نفر می‌تواند به سرعت یک کار روزنامه‌نگاری تحقیقی انجام دهد، اشتباه می‌کنید. روزنامه‌نگاران باید زمان بگذارند، بررسی و صحبت کنند، به پرونده‌ها دسترسی داشته باشند، به مسائل مختلف برسند و از همه مهم‌تر شرایط برای آن‌ها مهیا باشد تا بتوانند کارشان را انجام بدهند. نکته دوم این‌که روزنامه‌نگاری تحقیقی به خصلت روزنامه‌نگارانی که می‌خواهند سریع به نتیجه برسند و بلافاصله حکم صادر کنند، نمی‌خورد. البته نمی‌گویم روزنامه‌نگار جهت نداشته باشد، باید داشته باشد. منِ روزنامه‌نگار خبر را می‌دهم ولی نمی‌توانم در خبر حکم بدهم.

شما به ماجرای پاناما دقت کنید. حدود یک سال پس از آن‌که یک منبع ناشناس با روزنامه زوددویچه تسایتونگ (SZ) تماس گرفت و اسناد داخلی محرمانه‌ای را از موساک فونسکا، یک شرکت حقوقی پانامایی که مبادرت به فروش شرکت‌های برون‌مرزی در سراسر جهان کرده بود، ارائه کرد. این روزنامه برای بررسی این مدارک تصمیم به همکاری با کنسرسیوم بین‌المللی روزنامه‌نگاران تحقیقی (ICIJ)  می‌گیرد. این کنسرسیوم قبلا نیز در پروژه‌هایی که SZ با آن‌ها درگیر بود، همچون رسوایی‌های گریزگاه‌های مالیاتی، رسوایی‌های سوئیس و لوکزامبورگ همکاری کرده بوده است. افشا و راستی‌آزمایی اسناد پاناما نمونه بزرگ‌ترین همکاری‌های بین‌المللی از نوع خود است. در ۱۲ ماه گذشته حدود ۴۰۰ روزنامه‌نگار از بیش از ۱۰۰ سازمان رسانه‌ای در ۸۰ کشور جهان بر روی این اسناد تحقیق کرده‌اند. این رسانه‌ها شامل گاردین و BBC در انگلستان، لوموند در فرانسه و لاناسیون در آرژانتین هستند. در آلمان نیز روزنامه‌نگاران SZ با دو رسانه عمومی NDR و WDR همکاری کرده‌اند. روزنامه‌نگارانی از Sonntagszeitung و هفته‌نامه اتریشی فالتر در همکاری با ORF رسانه عمومی ملی اتریش نیز بر روی پروژه کار می‌کنند. این تیم بین‌المللی در ابتدا برای بررسی چگونگی تحقیق بر روی اسناد در واشینگتن، مونیخ، لیلهامر و لندن ملاقات کردند.

الهام عدیمی: در ایران بین خبرنگاران چنین فعالیتی را نمی‌بینیم. به جز این‌که مساله رقابت مطرح است که فکر نمی‌کنم در ایران چندان به صورت حرفه‌ای اتفاق بیفتد، چه راهکاری برای انجام گزارش‌های تحقیقی به صورت کار مشترک دارید؟ به طور مثال، خبرنگاران محیط زیست از رسانه‌های مختلف کاری جدی در زمینه فساد در این حوزه‌ها انجام دهند؟ درباره انتشار چنین پروژه فرضی هم رسانه‌ها می‌توانند همزمان آن را منتشر کنند تا از تهدیدهای احتمالی در امان باشند.

جواد دلیری: «کنسرسیوم بین‌المللی روزنامه‌نگاران تحقیقی» شبکه‌ای جهانی از بیش از ۱۹۰ روزنامه‌نگار برجسته در بیش از ۶۵ کشور جهان است که برای افشای فسادهای مالی و سیاسی گسترده و فرامرزی با یکدیگر همکاری می‌کنند. این کنسرسیوم در سال ۱۹۹۷ توسط «چاک لوئیس» روزنامه‌نگار آمریکایی و به عنوان بخشی از پروژه «مرکز شفافیت عمومی» راه‌اندازی شد تا تکمیل‌کننده فعالیت‌های این مرکز برای پیگیری جرایم و فسادهای فرامرزی و پاسخگویی رهبران در مواردی باشد که به درون مرزهای یک کشور به‌خصوص محدود نمی‌شوند. خبرنگاران و سردبیران این کنسرسیوم همچنین با استفاده از امکانات مرکز شفافیت عمومی مانند خبرگان کامپیوتری و آماری و حقوقدانان، منابع، ابزارها و تکنیک‌های لازم برای ارائه اطلاعات درست توسط خبرنگاران در سراسر جهان را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند. فکر نمی‌کنم امکانش در ایران باشد چون این قبیل کارها نیاز به یک نهاد یا گروه یا جمع بالادستی دارد، رقابت، عدم سطح یکسان و یک اندازه حرفه‌ای خبرنگاران و رسانه‌ها، سلیقه‌های متفاوت و…اجازه چنین کاری را نمی‌دهد.

farvardin01

farvardin02

farvardin03

لینک کوتاه:

مطالب اخیر