گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (‌۲۰۱۸/۶ )
افشای اسناد جدید بانوی جمهوری‌خواه علیه فساد کاندیدای جمهوری‌خواه سنا

معرفی یک نهاد غیرانتفاعی گزارش‌گری تحقیقی و بازنگاهی به گزارش‌های تحقیقی، نفوذ و اثرگذاری این مرکز ژورنالیستی مستقل در سال ۲۰۱۷:
کفه سنگین سوژه‌های اجتماعی برای روزنامه‌نگاران تحقیقی غربی

▪چرا روزنامه‌نگاران نباید بگویند به چه کسی رأی می‌دهند؟

نگاهی به رد پای «ژن خوب» صاحب‌منصبان در شرکتها و مشاغل بانفوذ و پرمنفعت
رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور

آینده روزنامه‌نگاری چاپی هنوز مشخص نیست
آیا روزنامه‌ها می‌میرند؟

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۵ )
معامله‌های مشکوک کاندیدای سنا

ماجرای ۴ خصوصی‌سازی بدون بازسازی و پرحاشیه
ردپای سیاست‌های خصوصی‌سازی در اعتراضات کارگران

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۴ )
پروژه‌های مخفیانه، اعتبار خبرنگاران را هدف گرفته‌ است

تنها بیست‌و‌یک کیلومتر مانده به هفت‌تپه
چکاپا: یک خصوصی‌سازی موفق

افشاگری سایت پروپابلیکا از فعالیت‌های اقتصادی پنهانی رییس‌جمهوری کنونی آمریکا
ماجرای سرمایه‌گذاری مخفیانه دونالد ترامپ چیست؟

«افق نو» عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران و پروژه‌ای در‌ زیرمجموعه گروه رسانه‌ای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارش‌های تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامه‌نگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت.
درباره ما بیشتر بخوانید.




بی.بی.سی چگونه به روزنامه‌نگاری تحقیقی پشت کرد

افق اقتصاد – احسان اشرفی

پایگاه خبری “اوپن دمکراسی” اخیرا در مقاله ای به قلم “میریون جونز” رییس سابق بخش تحقیقات در برنامه نیوزنایت بی.بی.سی روند توقف روزنامه نگاری تحقیقی در بی.بی.سی را بررسی کرد.

میریون که به دلیل تحقیقات خود در پرونده آزارهای جنسی “جیمی ساویل” جایزه مطبوعاتی سال لندن را دریافت کرده از بی عملی بی.بی.سی در انجام روزنامه نگاری تحقیقی نیز انتقاد کرد.

بنگاه خبری “بی.بی.سی” بیش از هر رسانه بریتانیایی دیگری ژورنالیست دارد، اما از ۴ هزار ژورنالیست استخدام شده آن هیچکدام در حوزه روزنامه نگاری تحقیقی کار نمی کنند. نشریاتی چون “ساندی تایمز” “تایمز”، “گاردین”، “تلگراف” و “میل” در مجموع خود تعداد بسیار کمتری روزنامه نگار در اختیار دارند، ولی همه آنها واحدهای روزنامه نگاری تحقیقی متمرکزی را در خود جای داده اند.

در عین حال، بی.بی.سی بر این گمان است که خوب است بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ کارمند مطبوعاتی را در استخدام خود داشته باشد. البته این درست است که بی.بی.سی از نظر بودجه به مضیقه افتاده است، اما این موضوع به ترجیحات آن بر می گردد. روزنامه نویسان اساسا بر اساس توانایی شان در یافتن اخبار قضاوت می شوند درحالی که بسیاری از خبرنگاران بی.بی.سی تمام عمر کاری خود را بدون آنکه گزارش موثری تولید کرده باشند از سر می گذارنند.
در دهه اول قرن حاضر از من خواسته شد برنامه ای برای ایجاد واحد تحقیقاتی در بی.بی.سی فراهم کنم. اساسا علاقه ای به اداره کردن چنین واحدی نداشتم، بلکه نوشتن برنامه آن برایم جالب بود. علت آن نیز بر می گشت به اینکه اخیرا در برنامه برجسته بی.بی.سی به نام “نایت نیوز” که مسائل جاری را پوشش می داد واحد مشابهی در ابعاد کوچکتر ایجاد کرده بودیم. من قبلا در رادیو(برنامه های “تودی”، “ورلد ات وان” و “پی.ام”) کار کرده و با رفتن به برنامه نیوزنایت از اینکه تهیه کنندگان تلویزیونی چه ژورنالیسم ناچیزی را در برنامه خود عرضه می کنند شوکه شدم. وظایف تهیه کنندگی در تلویزیون عبارتست از ثبت نام میهمانان، قرار دادن پرسنل ضبط در جای مناسب آنها، پیدا کردن تصاویر، و مشخص کردن تنظیماتی که باید تصویربرداران انجام دهند تا گزارش بر اساس آنچه طراحی شده است تصویربرداری شود.

در مواردی، برخی از گزارشگران تلاش کرده بودند فضایی برای دنبال کردن سرنخ ها که خودشان پیدا می کردند پدید آورند. من تصمیم گرفتم یک عنوان شغلی با محتوای تولید کننده تحقیقی ایجاد کنم و خودم را نیز به عنوان رییس آن منصوب کردم. استدلال من این بود که اگر این اقدام موفقیت آمیز باشد، مدیران با آن همراهی خواهند کرد تا از اعتبار ناشی از آن سود جویند.

این درست نیست که بگوییم بی.بی.سی روزنامه نگار برجسته ندارد. دارد، و این از شانس من بود که با برخی از آنها در برنامه نیوزنایت و برنامه مستند پانوراما همکار شوم. خبرنگاران خارجی آنها نیز در رفتن به قلب رخدادهایی که در اکناف جهان رخ می دهد عالی هستند و باعث می شوند ما به حوادثی که هزاران کیلومتر آنطرف تر از محل زندگیمان رخ می دهند اهمیت بدهیم. این گزارشگران برای آگاه سازی ما جان خود را در کف می گیرند. واحد اخبار داخلی بی.بی.سی پر است از آدمهایی که اشتیاق و توانایی شکافتن خبرها را دارند، ولی غالب اوقات کارشان درباره موضوعات روز به دادن گزارش های یخ و بی نمک ختم می شود. اشخاصی وجود دارند که در برنامه های رادیویی و تلویزیونی و سازمان بی.بی.سی پخش شده اند و تلاش می کنند حداقل در اوقات فراغت خود تحقیقاتی انجام دهند، اما هیچ حمایتی نمی شوند و غالبا توسط مدیران به عنوان مزاحم و موی دماغ ارزیابی می شوند.

حتی پانوراما که زمانی به عنوان یک برنامه تحقیقاتی ارزیابی می شد اکنون بیشتر وقت خود را به تحلیل اختصاص می دهد، هرچند هنوز می تواند گاهی برنامه هایی عالی بسازد، مانند تحقیقات مخفی درباره بیرحمی هایی که نسبت به زندانیان جوان صورت می گرفت.

مدیران بی.بی.سی به گزارش های موردی که بتوان پیشاپیش برای آنها برنامه ریزی کرد علاقه دارند، پرونده های دادگاهها، مذاکرات پارلمان، رخدادهایی که با اعلامیه های مطبوعاتی اعلام می شوند و گزارشهایی که بر اساس مناسبت های ذکر شده در تقویم می توان پیشاپیش ساخت. این گونه گزارش ها پیش بینی پذیر هستند و اگر پول و وقتی برای آنها صرف شود، می توان اطمینان داشت حداقل تکه پاره هایی از آنها قابل پخش از کار درآیند و کسانی را که این گزارش ها درباره آنها ساخته می شود را خوشحال سازند.

افرادی که در این گزارش ها از آنها نام برده می شود معمولا خوشحال خواهند بود و تیم های روابط عمومیشان شما را به مهمانی های مجللشان دعوت خواهند کرد.

فرهنگ حاکم بر بی.بی.سی مخالف انجام روزنامه نگاری تحقیقی است

انجام روزنامه نگاری تحقیقی کار ساده ای نیست. یک روزنامه نگار تحقیقی به جای دریافت دعوتنامه برای شرکت در جشن احتمالا احضاریه دادگاه را دریافت خواهد کرد. ممکن است در راه انجام تحقیقات پول و زمان زیادی را خرج کنید و در پایان دستاوردی هم نداشته باشید و یا توسط یک وکیل از انتشار دستاوردتان منع شوید. اگر یافته های خود را منتشر کنید توسط افرادی که درباره آنها گزارش داده این مورد حمله قرار گرفته و به جانبداری متهم می شوید و شاید ماهها و سالها درگیر پرونده های قضایی شوید.

من به عنوان تهیه کننده و محقق برنامه “نیوزنایت” بی.بی.سی این فرصت را داشتم که تحقیقات را به یک بخش اصلی از برنامه تبدیل کرده و از خبرنگاران برای انجام تحقیقات استفاده کنم. بر این اساس خبرنگاران در عین انجام مسوولیت های روزمره خود برخی اخبار درز کرده را نیز برای برنامه نیوزنایت با من در میان می گذاشتند و در همین حال گاهی بر روی تحقیقات پیچیده طولانی تر و چند ساله نیز کار می کردند.

این شیوه ای است که یک تیم روزنامه نگاری تحقیقی در بی.بی.سی باید به آن عمل کند. چنین تیمی باید برنامه های روزانه بی.بی.سی را تغذیه کرده اما در عین حال خبرها و یافته های بسیار بزرگی نیز تولید کند. این تیم باید شامل یک هسته مرکزی از روزنامه نگاران تحقیقی با تجربه باشد اما در عین حال دیگر خبرنگارانی که ایده ها و یا روابط بسیار خوبی دارند نیز باید به این تیم بپیوندند تا تحقیقات بتواند به نتیجه برسد.

ما نباید دیوار بلندی میان روزنامه‌نگاران تحقیقی و دیگر روزنامه نگاران ایجاد کنیم چراکه هدف ما تشویق همه خبرنگاران به دنبال کردن اخبار و انجام تحقیقات است.

من درحال حاضر منابعی را درباره نحوه انجام روزنامه نگاری تحقیقی برای استفاده عموم و خصوصا خبرنگاران بی.بی.سی روی اینترنت گذاشته ام و کلاسهایی را نیز در کالج خبرنگاری بی.بی.سی برای خبرنگاران برگزار می کنم.

اما پیشنهاد ایجاد یک واحد تحقیقات در بی.بی.سی در میان درگیری های داخلی درباره نحوه تامین بودجه و اینکه ریاست آن بر عهده چه کسی باشد در مراحل اولیه به فراموشی سپرده شد.

گرچه بی.بی.سی از خارج بنگاهی کاملا یکپارچه به نظر می رسد اما از درون مانند جهانی چند فرقه ای است که گروههای مختلف درون آن برای کسب قدرت هرچه بیشتر با یکدیگر درگیر بوده و به مسائل اساسی توجهی نمی کنند.

بی.بی.سی از نظر فرهنگی مخالف انجام تحقیقات است. شعار رسمی بی.بی.سی “ملت باید صلح آمیز با ملت سخن بگوید” است اما خط دوم و غیر رسمی این شعار اینست که “و تصمیم بگیرد که مردم چقدر کم باید از اصل مسائل آگاه باشند”.

روزنامه ها و دیگر رسانه ها مانند کانال ۴ همگی به وکلای خود اعتماد دارند تا بر انطباق گزارش ها و فعالیت هایشان با قانون نظارت کنند اما بی.بی.سی علاوه بر تیم وکلا یک لایه نظارتی دیگر به نام “واحد سیاستگذاری سردبیری” نیز دارد. وظیفه این واحد مشخص کردن اصول کاری بی.بی.سی عنوان شده است اما روزنامه نگاران آنرا بیشتر به عنوان یک ارگان مداخله گر و مسدود کننده انتشار اخبار می بینند.

به یاد دارم سالها پیش درحال انجام تحقیقاتی درباره آزار جنسی در مدارس انگلیس بوده و قصد داشتم از یک کودک آزار که سال پیش از آن در دادگاه محکوم شده بود سوالاتی بپرسم اما واحد سیاستگذاری سردبیری به من گفت اجازه رفتن به در خانه آن فرد را ندارم چون باعث نقض حقوق بشر او خواهد شد.

پنهان کاری بی.بی.سی در پرونده “جیمی ساویل”

ساختار مدیریتی پیچیده بی.بی.سی به این معنی است که هیچکس نمی داند مسوول واقعی چه کسی است طوری که بیاد دارم یکبار سه مدیر مختلف سطح بالا همزمان درحال بازنویسی متن برنامه “پانوراما” بودند. اما این مدیریت موازی به این معنی است که هیچکس مسوولیت مستقیمی نیز در برنامه ها ندارد. این نبود مسوولیت دلیل اصلی عملکرد فاجعه آمیز بی.بی.سی در تصمیماتی مانند متوقف کردن تحقیقات درباره اتهامات کودک‌آزاری “جیمی ساویل” و یا پخش اتهامات کودک‌آزاری لرد “مک آلپاین” بدون انجام تحقیقات کافی بوده است.

جیمی ساویل یکی محبوبترین مجری های برنامه های موسیقی بی.بی.سی بود که برنامه هایش بیش از ۲۰ میلیون بیننده داشت اما او به صورت مخفیانه یکی از بزرگترین کودک آزاران بریتانیا بود. من در سال ۲۰۱۱ مسوول تیمی بودم که در برنامه نیوز نایت تحقیقاتی را درباره اتهامات آزار جنسی توسط جیمی ساویل انجام داد اما بی.بی.سی از انتشار یافته های تحقیقات ما خودداری کرد. با این وجود رسوایی های آزار جنسی جیمی ساویل سرانجام در سال ۲۰۱۲ توسط شبکه آی.تی.وی انگلیس منتشر شده و باعث رسوایی برای بی.بی.سی شد که تا سالها نیز ادامه یافت.

همچنین اوایل سال ۲۰۱۶ نیز یک گزارش دیگر به بیرون درز کرد که نشان می داد مدیران بی.بی.سی از سال ۱۹۷۳ از اتهامات کودک آزاری جیمی ساویل اطلاع داشتند.

با همه اینها باید تاکید کرد مشکل دیگری نیز در راه بی.بی.سی وجود دارد. هدف از تحقیقات معمولا حسابرسی از صاحبان قدرت است و مسلما دولت قدرتمندترین رکن هر کشور محسوب می شود. بی.بی.سی نیز ذاتا طرفدار دولت است بدون توجه به اینکه کدام حزب قدرت را در دست دارد. مسلما تمامی خبرهای بی.بی.سی به طرفداری از دولت نخواهد بود اما روند کلی عملکرد بی.بی.سی به آن سمت است.

زمانی که در اواخر دهه ۸۰ میلادی مسوولیت برنامه “تودی” رادیو چهار بی.بی.سی را بر عهده داشتم دائما تماس هایی از طرف “نورمن تبیت” رییس حزب محافظه‌کار خانم “مارگارت تاچر” دریافت می کردم و او تلاش می کرد روند برنامه را به نفع دولت تحت تاثیر قرار دهد.

در زمان نخست وزیری “تونی بلر” نخست وزیر انگلیس نیز مسوولیت این دخالت ها در بی.بی.سی بر عهده “آلستر کمپبل” گذاشته شده بود و او نیز این مسوولیت را به خوبی انجام داد. شکست بی.بی.سی در پرونده دکتر “دیوید کلی” از متخصصان تسلیحات کشتار جمعی سازمان ملل در عراق نیز بی.بی.سی را هرچه بیشتر مطیع دولت کرد.

هم اکنون هم که مجددا حزب محافظه کار قدرت را در دست گرفته است بی.بی.سی به طرفداری از این حزب می پردازد که نمونه آنرا می توان در پوشش خبری بی.بی.سی از اعتصاب پزشکان در اوایل سال ۲۰۱۶ مشاهده کرد. بی.بی.سی در برنامه نیوزنایت نتایج نظرسنجی را منتشر کرد که نشان می داد ۶۶ از افکار عمومی از این اعتصاب حمایت کرده و تنها ۱۸ درصد مخالف آن هستند اما در برنامه خبری ساعت ۱۰ بی.بی.سی تنها با تعدادی از بیماران و مخالفان انجام اعتصاب مصاحبه شده و هیچ مصاحبه ای با حامیان اعتصاب انجام نشد.

تنها زمانهایی که شاهد تزلزل وفاداری بی.بی.سی نسبت به دولت حاکم بوده ایم یکبار پس از چهارشنبه سیاه در دولت “جان میجر” بود و بار دوم نیز در زمان نخست وزیری “گوردون براون”. در هردوی این موارد نیز می توان گفت مدیران بی.بی.سی متوجه ضعف دولت های وقت و قریب الوقوع بودن سقوط آنها شده و تصمیم گرفتند از حزبی که میدانستند پیروز انتخابات بوده و بزودی بودجه بی.بی.سی را در اختیار خواهد گرفت حمایت کنند.

رسانه های جدید مانند “بازفید”، “وایس” و “اگزارو” به طور فزاینده ای درحال پیشی گرفتن از رسانه های سنتی در زمینه انجام تحقیقات هستند اما آنها تنها نیستند و بسیاری از بنگاههای خبری دیگر نیز درحال انجام خبرنگاری تحقیقی و پر کردن جای خالی شده توسط بی.بی.سی هستند.

من شش ماه گذشته را صرف کمک به راه اندازی یک واحد انجام تحقیقات توسط گروه “گرین پیس”(صلح سبز) کردم و قطعا آنها آخرین سازمان خیریه نخواهند بود که اقدام به راه انداری یک واحد تحقیقات می کنند.

کمک به راه اندازی واحدهای تحقیقات شامل اتخاذ تصمیم های بسیاری می شود. در این مسیر باید منابع، نیازها، چارچوب ها، قوانین و همچنین نحوه برخورد با افشاگران مشخص شود. ما در گرین پیس به این نتیجه رسیدیم که همیشه پیش از آغاز تحقیقات باید مطمئن شویم آیا آنها در راستای منافع عمومی جامعه هستند یا نه و اینکه استفاده از ابزارهایی مانند فریبکاری و ضبط صدا توجیه شده است یا خیر.

با این وجود باید توجه داشت رسانه های جدید مانند گرین پیس که به تازگی به فکر انجام تحقیقات افتاده اند همانند رسانه های عمومی قدیمی تر تحت قوانین سختگیرانه قرار ندارند.

اعضای گرین پیس این قابلیت را دارند که بدون ترس از نتیجه کار خود با انجام سفرهای تحقیقاتی به مناطقی که فکر می کنند قوانین در آنجا نقض شده به جمع آوری شواهد و مدارک بپردازند. درحالی که بی.بی.سی در زمینه انجام تحقیقات هرچه محتاط تر می شود گروهها و رسانه های جدید می توانند در رسیدن به اخبار مهم از آن پیشی بگیرند گرچه شاید همچنان مجبور باشند برای انتشار گزارش خود با رسانه های سنتی شراکت کنند همانطور که “بازفید” برای افشای خبر انجام تبانی در مسابقات تنیس با رسانه های دیگر شراکت کرد.

سازمان گرین‌پیس اعلام کرده است که صد درصد از افشاگرانی که به آن کمک کنند حمایت خواهد کرد درحالی که بی.بی.سی به طور نگران کننده ای افشاگران را تنها گذاشته و هرگونه حمایتی را از آنها دریغ می کند. “کارن وارد” اولین قربانی آزار جنسی “جیمی ساویل” بود که در برابر دوربین درباره او افشاگری کرد. ما در سال ۲۰۱۱ در برنامه نیوزنایت با او مصاحبه کردیم اما سپس مسوولان بی.بی.سی با جلوگیری از پخش برنامه به کارن خیانت کردند.
با این وجود کارن بار دیگر در برنامه “پانوراما” با عنوان “جیمی ساویل: بی.بی.سی چه میدانست” شرکت کرد اما بی.بی.سی دوباره به او خیانت کرد. پس از حضور کارن در پانوراما “فردی استار” کمدین معروف که از شرکت کنندگان در برنامه ساویل بود از او به اتهام افترا شکایت کرد گرچه دادگاه با باور کردن حرف های کارن این پرونده را مختومه کرد.

در زمانی که در بی.بی.سی کار می کردم می توانستم به افشاگران اطمینان دهم اگر به دلیل اظهارات خود به اتهام افترا مورد شکایت قرار بگیرند بی.بی.سی کاملا از آنها در دادگاه حمایت خواهد کرد. با این وجود بی.بی.سی در این مورد با تنها گذاشتن کارن تمام اعتماد موجود به خود را نابود کرد. بی.بی.سی حتی هیچ پشتیبانی مالی از کارن در پرونده اتهام افترا که صدها هزار پوند هزینه داشت نکرد. پیام اقدام بی.بی.سی در تنها گذاشتن کارن این بود که افشاگران دیگر نمی توانند روی حمایت بی.بی.سی از خود حساب کنند.

پس بی.بی.سی چگونه می تواند با همه این مشکلات دوباره به عرصه انجام روزنامه نگاری تحقیقی وارد شود. به اعتقاد من آنها باید از کارن عذرخواهی کرده و تضمین دهند از این پس از افشاگران حمایت خواهند کرد. بی.بی.سی همچنین باید واحد سیاستگذاری سردبیری را ملغی کرده و با استفاده از بودجه دفاتر مطبوعاتی و دیگر بخش های بیهوده یک واحد تحقیقاتی مناسب را راه اندازی و به طور کامل از روزنامه نگارانی تحقیقی که هنوز در بی.بی.سی باقی مانده اند استفاده کند.

لینک کوتاه:

مطالب اخیر