«افق نو» عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران و پروژه‌ای در‌ زیرمجموعه گروه رسانه‌ای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارش‌های تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامه‌نگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت.
درباره ما بیشتر بخوانید.




رسانه مواظب پیش‌بینی‌ها باشد!

افق اقتصاد: علی محسنی

«دریاچه ارومیه تا سال ۱۳۹۶ خشک می‌شود»، «دو برابر شدن نقدینگی، تورم سنگینی در آینده به دنبال دارد»، «قیمت مسکن در سال آینده ۳۰۰ درصد رشد می کند»، «برجام نمی تواند رکود اقتصادی را رفع کند» …

این‌ها تنها نمونه‌ای از پیش‌بینی‌هایی است که در رسانه‌ها می‌خوانیم. تقسیم‌بندی مشخصی نیز بین کارشناس و غیرکارشناس نیست چون هر دو به پیش‌بینی علاقه‌مند هستند. اما این پیش‌بینی‌ها تا چه اندازه به حقیقت می‌پیوندند؟

در کتاب هنر شفاف اندیشیدن که به دلیل شهرت مترجم‌اش – عادل فردوسی پور –  این روزها پرفروش شده است، فصل کوتاهی تحت عنوان «توهم پیش بینی» وجود دارد. در این فصل می خوانیم: «… تا چند سال قبل، کسی به خودش زحمت نمی‌داد این پیش‌بینی‌ها را بررسی کند تا این که فیلیپ تت لاک دست به کار شد. او در یک دوره ده ساله ۲۸۳۶۱ پیش بینی از ۲۸۴ نفر که خود را متخصص می دانستند، ارزیابی کرد. نتیجه: متخصصان، به لحاظ دقت، فقط اندکی بهتر از کسانی که به صورت تصادفی پیش بینی می کند عمل کرده بودند و از بین آن ها، بدترین پیش بینی مربوط به نابودی و فروپاشی بود …»

اگر کارشناسی دست به کار شود و چنین بررسی‌ای در میان پیش‌بینی‌های داخلی انجام دهد، بعید است نتیجه ای بهتر از تحقیق آقای تت لاک به دست آورد. پیش‌بینی‌ها در رسانه‌ها مشاهده می‌شوند و پس از مدتی مشخص می‌شود برخی از آن ها درست و برخی دیگر نادرست بوده اند. کارشناس، خبرنگار و مردم اما از پیش بینی کردن و پیش بینی شنیدن خوششان می آید چون از یک سو حس می‌کنند با این کار، قدرت دانش شان را به رخ کشیده اند و از سوی دیگر می‌خواهند با اتکاء به پیش‌بینی‌ها برای آینده شان تصمیم بگیرند.

اما سوال این‌جاست: «آیا رسانه باید محل انتقال پیش‌بینی‌ها باشد؟» شاید پیش‌بینی‌ها غلط از آب دربیایند و به اعتبار رسانه ضربه بزنند اما خواست مخاطب را نیز نمی توان نادیده گرفت که علاقه ای وافر به شنیدن پیش‌بینی‌ها دارد.

به نظر می رسد به این سوال پاسخ مشخصی نمی‌توان داد اما می‌توان به چند نکته اشاره کرد:

  • بهتر است رسانه خود به دنبال پیش بینی کردن کارشناسان نباشد.

درست است که این کار، مطلبی جذاب برای مخاطب تولید می کند اما رسانه ای که تحلیلی خوب از یک سوژه داشته باشد، مطلب با کیفیت تری تولید کرده است. پیش بینی ها هر قدر هم محافظه کارانه یا جسورانه باشند، باز هم به یک میزان احتمال خطا دارند و ممکن است مخاطبان را گمراه کنند. درستی پیش بینی احتمالا تشکر مخاطب را به دنبال ندارد اما نادرستی آن، موجی از اعتراض را به دنبال دارد که تقصیر آن به گردن هر کسی به جز شخص گمراه شده، انداخته می شود!

  • پیش‌بینی‌های اقتصادی در رسانه‌های ما بی ارتباط با جهت‌گیری‌های سیاسی نیست.

کارشناس متمایل به یک سلیقه سیاسی سعی دارد پیش‌بینی مطابق با جهت‌گیری فکری خود ارائه کند. البته شاید فضای فکری او نیز ناخودآگاه وی را به این سمت ببرد. به عنوان مثال، در دولت همسو، شاخص های اقتصادی را رو به بهبود نشان می دهد و در دولت غیرهمسو، وخامت اوضاع را پیش بینی می کند. مخاطب اما شاید به این جهت گیری سیاسی دقت نکند و اصل پیش بینی را مبنای تصمیم خود قرار دهد. بنابراین کارشناسان اقتصادی – یا برخی کارشناسان سیاسی که علاقه مند به مسائل اقتصادی هستند – همانند یک انسان می توانند تحت تاثیر احساسات و سلیقه فکری خود قرار گیرند.

هنوز یادمان نرفته که در دولت گذشته، تورم به رشد پرشتاب نقدینگی نسبت داده می شد اما در این دولت پیش بینی رشد تورم بر مبنای رشد نقدینگی – که کماکان پرشتاب است – غلط از آب درآمده است! در این بین شاید بهتر بود به جای پیش بینی ها، واژه نقدینگی و اجزای آن را توضیح دهیم تا مخاطب دانش بیشتری در باب آن پیدا کند. پس تحلیل مقدم بر پیش بینی است گرچه محتوای اخبار نسبت عکس این را نشان می دهد!

  • برخی کارشناسان از ابزار پیش بینی به عنوان «شوک درمانی» استفاده می کنند.

این دسته کارشناسان از کنار مطالعه و تحقیق خود به نتیجه ای می رسند که حکایت از اتفاق ناگوار در آینده دارد. با توجه به کندی واکنش مراجع تصمیم گیر و این که تنها زمان بحران به خود می آیند، به اتفاق ناگوار محتمل واکنشی نشان داده نمی شود. بنابراین کارشناس از شیوه شوک درمانی استفاده می کند و با یک پیش بینی احتمالا غلو شده، سعی می کند افکار عمومی و نظر مسئولان را به خود جلب کند. در این موارد شاید نتیجه ای مطلوب حاصل شود و توجه جلب شود اما پیش بینی غلو شده هم اعتبار گوینده را در طول زمان از بین می برد و هم ذهن جامعه را دچار تشویش می کند.

در این موارد نیز بهتر است تحلیل دقیق این موضوع و جلب نظر دیگر کارشناسان در دستور کار باشد تا موجی برای توجه به موضوع ایجاد شود.

  • اگر به پیش بینی علاقه زیادی وجود دارد، بهتر است ارائه استدلال ها و جزئیات فراموش نشود.

برخی پیش‌بینی‌ها تنها به یک اتفاق اشاره می کنند اما نه توضیحات کافی ارائه می‌کنند و نه جزئیات را. اگر خبرنگار به کارشناس اصرار کند که پیش‌بینی را با جزئیات آن ارائه کند، دست کم دو دستاورد مهم حاصل خواهد شد: اول آن‌که مخاطب خود با بررسی جزئیات می‌تواند نتیجه بگیرد که نتیجه گیری یعنی پیش بینی، درست یا غلط بوده است. در این صورت اگر پیش بینی درست به نظر آید، قابل اتکاتر است و اگر به نظر غلط بیاید، خواننده را بی دلیل دچار تشویش یا تصمیم غلط نمی کند.

دستاورد دوم اما آن است که شخص پیش بینی کننده نیز در آینده نمی تواند منکر پیش بینی غلط خود باشد. مشاهده شده برخی کارشناسان پس از قطعیت پیش بینی اشتباه، دست به توجیه می زنند و به عنوان مثال می گویند با برقراری فلان شرط، مشخص بود که این پیش بینی درست از آب درنمی آید! به عنوان مثال: پیش بینی خشک شدن دریاچه می شود اما با غلط شدن پیش بینی، توجیه می شود بارش خوب باران سبب این اتفاق شده است! در صورتی که کارشناس می باید باران را نیز در جزئیات پیش بینی لحاظ می کرده است …

ارائه جزئیات مسیر سوء استفاده این چنینی را می بندد!

 

مطالب اخیر