روزگار سپری‌شده‌ی یک صنف
از روزی که اعتبارنامه‌ی پیشه‌وری رد شد…

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (‌۲۰۱۸/۶ )
افشای اسناد جدید بانوی جمهوری‌خواه علیه فساد کاندیدای جمهوری‌خواه سنا

معرفی یک نهاد غیرانتفاعی گزارش‌گری تحقیقی و بازنگاهی به گزارش‌های تحقیقی، نفوذ و اثرگذاری این مرکز ژورنالیستی مستقل در سال ۲۰۱۷:
کفه سنگین سوژه‌های اجتماعی برای روزنامه‌نگاران تحقیقی غربی

▪چرا روزنامه‌نگاران نباید بگویند به چه کسی رأی می‌دهند؟

نگاهی به رد پای «ژن خوب» صاحب‌منصبان در شرکتها و مشاغل بانفوذ و پرمنفعت
رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور

آینده روزنامه‌نگاری چاپی هنوز مشخص نیست
آیا روزنامه‌ها می‌میرند؟

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۵ )
معامله‌های مشکوک کاندیدای سنا

ماجرای ۴ خصوصی‌سازی بدون بازسازی و پرحاشیه
ردپای سیاست‌های خصوصی‌سازی در اعتراضات کارگران

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۴ )
پروژه‌های مخفیانه، اعتبار خبرنگاران را هدف گرفته‌ است

تنها بیست‌و‌یک کیلومتر مانده به هفت‌تپه
چکاپا: یک خصوصی‌سازی موفق

«افق نو» عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران و پروژه‌ای در‌ زیرمجموعه گروه رسانه‌ای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارش‌های تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامه‌نگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت.
درباره ما بیشتر بخوانید.




مسأله منابع محدود و نیازهای نامحدود را چگونه توضیح دهیم؟

:: افق اقتصاد- علی محسنی ::

احمد توکلی مطلبی در صفحه تلگرام خود درج کرده که محتوای آن به دل می‌نشیند:
«چند روز پیش اطراف تهران پیاده‌روی می‌کردم که راننده نیسانی من را دید و با اعتراض گفت آقای دکتر اینجا کی گاز می‌کشند؟
گفتم هیچ‌وقت!
احتمالا انتظار این پاسخ را نداشت و با تعجب گفت: آخه چرا؟
گفتم شما‌ها فصل زمستان اینجا نیستید. حدود ۱۰ تا ۱۵ خانوارید که فقط ایام خوش آب و هوای سال اینجا می‌آیید. زمستان هم جای دیگری می‌روید و نیاز ندارید. نیاز هم داشته باشید نیازتان در حدی نیست که ضرورت باشد.
بعد برایش توضیح بیشتری دادم. گفتم ببین عزیز، دولت با این حجم گرفتاری و در این شرایط وظیفه دارد که برای صرف منابع و بیت‌المال برنامه‌ریزی کند. نیاز‌های کشور زیاد و منابع محدود است. هزینه گاز کشیدن به این کوهستان آن هم برای ۱۰ خانوار که همیشه سال هم ساکن اینجا نیستند نه منطقی است و نه اقتصادی.
حتما شما هم نمی‌پسندید در چنین شرایطی دولت از این دست هزینه‌ها داشته باشد. باید همه‌مان در حد توان به دولت کمک کنیم.
همین گپ مختصر و صمیمانه را پذیرفت.
باید ساده و البته شفاف و صادقانه با مردم سخن گفت و آنها را با مشکلات کشور آشنا و همراه ساخت. مردم فهمیده و صبوری داریم. به شرطی که از سوی مسئولان احساس صمیمیت و صداقت کنند. این صداقت است که همدلی می‌آورد و بدون این همدلی نیز راهی برای گذر از شرایط سخت نیست.»
… آقای توکلی که سال‌ها در مجلس حضور دارد و از نزدیک با مشکلات بودجه‌ریزی کشور آشناست، به معضلی ساده اشاره می‌کند که بازتاب چندانی در رسانه‌های ما ندارد: توقع مردم در نقطه به نقطه کشور برای بهره‌مندی از تمامی مواهب رفاهی! … نکته اما بر سر آن است که «نیازهای کشور زیاد است و منابع محدود!» که تعریف علم اقتصاد نیز نزدیکی تنگاتنگ با این مفهوم دارد: «تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود بشری» …
کار اقتصاددانان اندیشه و تدبیر است، به‌گونه‌ای که نیازهای نامحدود را به قواره منابع محدود درآورند. حال اما کشوری داریم با هزاران پروژه نیمه‌تمام! واضح است که هریک از این پروژه‌ها قرار است بخشی از رفاه موردنیاز مردمان گوشه‌ای از این سرزمین را فراهم آورد. پروژه‌ها در میان هیجان و امید کلنگ می‌خورند، اما بارها و بارها متوقف می‌شوند و عمر ساخت‌شان به سال‌ها و بعضا ده‌ها سال بالغ می‌شود. چه می‌توان کرد؟
اگر تعریف علم اقتصاد را بپذیریم، دو راه بیشتر نداریم: یا منابع را افزایش دهیم و یا نیازها را کاهش! راه دوم معمولا طرفداری ندارد و راه اول معمولا امکان ندارد! شاخه‌ای از علم تحت‌عنوان «بودجه‌ریزی» و یا شاخه‌ای دیگر تحت‌عنوان «ارزیابی اقتصادی پروژه‌ها» در اینجا به کار می‌آید. اولویت‌بندی کارها یک الزام است. هم‌زمان نمی‌توان فاصله بین تمامی شهرها را به ریل یا آزادراه مجهز کرد یا برای هر شهری یک کارخانه پتروشیمی ساخت. باید اولویت‌بندی کرد و سنجید که ساخت پتروشیمی در کدام منطقه صرفه اقتصادی بیشتری دارد و از تبعات اجتماعی و زیست‌محیطی نیز نمی‌توان غافل شد.
اما آیا به‌واقع همگان لزوم بودجه‌ریزی مناسب و ارزیابی اقتصادی طرح‌ها را پذیرفته‌اند؟ پاسخ بی‌شک «خیر» است. دلیل آن نیز ده‌ها مسأله است که از حوصله این مطلب خارج است. اما صفحات اقتصادی رسانه‌ها را اگر مرور کنیم، می‌توانیم «نپذیرفتن‌ها» را دریابیم. از اصرار نمایندگان مجلس که تلاش وافری برای بردن منابع بودجه به استان‌ها و شهرهای خود صرف می‌کنند، بگیرید تا اعتراض‌های مردمی برای ده‌ها کمبود معیشتی و رفاهی در زندگی‌شان!
اینجاست که روزنامه‌نگار اقتصادی سوژه‌های بسیاری برای فعالیت رسانه‌ای دارد. هدف نیز مشخص است: منابع محدود است و هرکس یا هر مسئولی باید دلیل و منطق بیاورد که چرا منابع باید صرف پروژه مورد نظرش شود؟ یا چرا اجرای این پروژه بر پروژه‌های دیگر اولویت دارد؟
بعید است مسئولی یافت شود که نتوان سوالی در این‌گونه موارد که بالاخره باید مشخص شود، از او پرسید: پرداخت یارانه نقدی اولویت دارد یا ایجاد اشتغال؟ کاهش هزینه‌های درمانی مردم اولویت دارد یا کاهش هزینه‌های آموزشی؟ حفاظت از محیط‌زیست اولویت دارد یا احداث برخی صنایع انرژی‌بر؟ اجرای راه‌آهن قزوین – رشت – آستارا اولویت دارد یا مترو تهران – آمل؟
یادمان باشد ما اقتصادی دولتی داریم و برای توسعه همه‌جانبه خود، تنها یک منبع مالی می‌شناسیم. بدیهی است اگر کسی حاضر باشد از جیب شخصی خود سرمایه‌گذاری کند، می‌توان او را خطاب چنین پرسش‌هایی قرار نداد یا پرسش‌هایی از جنس دیگر با او مطرح کرد….

منبع: افق اقتصاد
۱۳۹۴/۱۰/۱۴

لینک کوتاه:

مطالب اخیر