روزگار سپری‌شده‌ی یک صنف
از روزی که اعتبارنامه‌ی پیشه‌وری رد شد…

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (‌۲۰۱۸/۶ )
افشای اسناد جدید بانوی جمهوری‌خواه علیه فساد کاندیدای جمهوری‌خواه سنا

معرفی یک نهاد غیرانتفاعی گزارش‌گری تحقیقی و بازنگاهی به گزارش‌های تحقیقی، نفوذ و اثرگذاری این مرکز ژورنالیستی مستقل در سال ۲۰۱۷:
کفه سنگین سوژه‌های اجتماعی برای روزنامه‌نگاران تحقیقی غربی

▪چرا روزنامه‌نگاران نباید بگویند به چه کسی رأی می‌دهند؟

نگاهی به رد پای «ژن خوب» صاحب‌منصبان در شرکتها و مشاغل بانفوذ و پرمنفعت
رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور

آینده روزنامه‌نگاری چاپی هنوز مشخص نیست
آیا روزنامه‌ها می‌میرند؟

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۵ )
معامله‌های مشکوک کاندیدای سنا

ماجرای ۴ خصوصی‌سازی بدون بازسازی و پرحاشیه
ردپای سیاست‌های خصوصی‌سازی در اعتراضات کارگران

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۴ )
پروژه‌های مخفیانه، اعتبار خبرنگاران را هدف گرفته‌ است

تنها بیست‌و‌یک کیلومتر مانده به هفت‌تپه
چکاپا: یک خصوصی‌سازی موفق

«افق نو» عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران و پروژه‌ای در‌ زیرمجموعه گروه رسانه‌ای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارش‌های تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامه‌نگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت.
درباره ما بیشتر بخوانید.




آیا مطبوعات تخصصی باید عبوس باشند؟

فضای گفتگو با آقای اسکندر جهانبانی آکنده از مثال‌هایی درمورد صنعت چاپ، و علت آن نیز این است که ایشان سردبیر ماهنامه ME Printer چاپ دوبی هستند. در گذشته نیز عضو تحریریه ماهنامه صنعت چاپ بوده‌اند.

***

بین مطبوعات تخصصی اقتصادی در ایران، که بیشتر متعلق به صنوف و فعالان اقتصادی است، و مطبوعاتی که ماورای مرزهای کشور منتشر می‌شوند؛‌ تفاوت‌های عمده و محسوسی وجود دارد. به نظر می‌آید که ما عبوس هستیم، فقط مشکلات را می‌بینیم، طرح هر دستاورد و پیشرفتی را تبلیغی که باید برای آن پول گرفته شود یا گرفته شده است، می‌دانیم و…. آیا این تصویر درست است؟

بله. من هم این تصویر را حس می‌کنم. تفاوت وجود دارد و به نظر می‌آید ما در استفاده از رویکرد مثبت به عملکردها و انعکاس نکات مثبت روش خوددارانه‌ای داریم.

 به نظر شما علت این امر چیست؟

من نمی‌توانم درمورد نشریات اقتصادی ایران اظهارنظر کنم و اطلاعات چندانی دراین‌زمینه ندارم؛ اما در مطبوعات تخصصی همیشه بحث بر این بوده است که ما هیچ‌گونه تعریف و تمجیدی از هیچ‌چیز نداشته باشیم. یعنی مثلا اگر هایدلبرگ (Heidelberg) سازنده بزرگ ماشین‌آلات چاپ، یک تکنولوژی عالی به بازار عرضه می‌کرد ما در مجله صنعت چاپ فقط به توصیف آن می‌پرداختیم و به‌هیچ‌وجه در تعریف آن و اینکه تکنولوژی خوبی است، به درد چاپکاران می‌خورد و…؛ مطلبی چاپ نمی‌کردیم. درمورد مطبوعات اقتصادی نمونه‌ای که می‌توانم مثال بزنم وال‌استریت‌ژورنال است، زیرا به‌طورمرتب آن را می‌خوانم و پیگیری می‌کنم. در مقطعی و بعد از بحران مالی جهانی بسیاری به آن خرده می‌گرفتند که چطور روزنامه‌ای با این اعتبار که بهترین روزنامه‌نگاران اقتصادی در آن مطلب می‌‌نویسند، این ویرانی اقتصادی را پیش‌بینی و درمورد آن بحث نکرده است. وال‌استریت‌ژورنال یا هر رسانه دیگری که به‌صورت تخصصی و ویژه متعلق به یک صنف است باید مدافع آن صنف باشد و می‌تواند مدافع مصرف‌کنندگان هم باشد.

مدافع است، یعنی آنها را نقد نمی‌کند؟

وال‌استریت‌ژورنال سالی ۲۵۰ میلیون دلار از شرکت‌ها، سرمایه‌داران بزرگ آمریکا و خود وال‌استریت کمک مالی می‌گیرد و با این شرایط چگونه می‌تواند نقدکننده آنها و سیستمی که در آن پرورش یافته است، باشد؟

نقدکننده این سیستم به معنی مخالف آن نیست؛‌ اما می‌تواند به این معنی باشد که خطاها را ببیند و منعکس کند.

این روزنامه‌ها علاوه بر تعریف و تمجید،‌ نقد و انتقاد هم می‌کنند، اشتباهات را هم می‌گویند؛ اما رویه آنها درمجموع تعریف از سیستم و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن است و اینطور نیست که علیه یک شرکت یا شرکت‌های بزرگ مطلب یا خشمنامه‌ بنویسند چراکه می‌دانند زندگی روزنامه‌شان درگرو آنها است.

وال‌استریت یک نشریه اقتصادی است که ما راجع به آن صحبت نمی‌کنیم. بحث ما درمورد سیستم سرمایه‌داری و نقدهایی که به آن وارد است، هم نیست. بحث ما درمورد نشریات تخصصی و شرکت‌ها است و می‌خواهیم برای مثال ماهنامه صنعت چاپ را با ME printer انگلیسی که مسائل چاپ منطقه خاورمیانه را پوشش می‌دهد و فراتر از مرزهای ایران است، مقایسه کنید و بفرمایید این دو از نظر رویکرد چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟

تفاوت‌های بسیاری دارند. در مجله صنعت چاپ حساسیت‌های بسیاری مبنی‌براینکه از شرکتی طرفداری نشود وجود دارد و اصل بر بی‌طرفی است؛ اما ما در ام‌ای‌پرینتر تلاش می‌کنیم طرفدار همه باشیم و این دو نگرش کاملا متفاوت است. مثلا اگر Heidelberg، KBA یا Manroland یک ماشین جدید عرضه کنند، ما درمورد مشخصات و ویژگی‌های این ماشین‌ها مطلب چاپ می‌کنیم و ضمن صحبت با چند نفر که با آن سروکار داشته‌اند نشان می‌دهیم که این ماشین عملکرد مطلوبی دارد و همه چیز خوب است؛ ولی در مجله صنعت چاپ حساسیت فراوان این است که هیچ‌گونه تعریف یا تمجیدی از طرف مجله نشود، اگر هم می‌شود نقل‌قول باشد. درصورتی‌که اگر این شرکت‌ها با نمایندگی‌هایشان در ایران ورشکست شوند ما متضرر می‌شویم، چون دیگر صنعتی وجود ندارد که درمورد آن مطلب بنویسیم و از راه آن گذران کنیم.

این قضیه دو روی دارد. یک روی آن این است که ما هرگونه تعریف از مثلا یک ماشین جدید هایدلبرگ که وارد ایران می‌شود را کاری می‌دانیم که باید در مقابل آن پول گرفته شود و اگر هم بدون پول این کار را انجام دهیم، گویا خطایی مرتکب شده‌ایم. روی دیگر اینکه اگر این ماشین بد کار کند و اپراتورها در عمل از کار با آن ناراضی باشند؛ برای ما تاحدودی مشکل ایجاد می‌شود، ازاین‌رو مطالب اینچنینی را نمی‌نویسیم یا در نوشتن آن امساک می‌کنیم. ازسوی‌دیگر نمایندگی این شرکت با کوچکترین انتقاد ما فرض را بر این می‌گذارد که قصد تخریب شرکت را داریم یا از رقیب آن پول گرفته‌ایم. ریشه این موضوع که در کشور ما به یک فرهنگ تبدیل شده است، چیست؟

فقط در ایران اینطور نیست و در کشورهای دیگر هم این فرهنگ وجود دارد. برای مثال آقای رادهیز یک مطلب برای ما نوشت و دو ماشین افست فرمت عریض KBM و Roland را با یکدیگر مقایسه کرد. انتقاد نبود، اما با دید کارشناسی نشان می‌داد که عرض چاپ رولند از کی‌بی‌ام بیشتر است و این یک ویژگی برجسته و مزیت محسوب می‌شود. رادهیز به‌عنوان یک کارشناس مشروعیت دارد که این موضوع را مطرح کند، نه از رولند پول گرفته است و نه از کی‌بی‌ام؛ اما بعد از چاپ مطلب مدیر بازاریابی کی‌بی‌ام یک نامه بلندبالا برای ما نوشت که شما اشتباه کردید و اینطور نیست. البته اتهامی به ما نزد، اما اعتراض کرد. منظورم این است که طرح مباحث اینچنینی در خارج از کشور هم عکس‌العمل ایجاد می‌کند، اما این عکس‌العمل خیلی مودبانه است و خانه‌برانداز نیست. در ایران این عکس‌العمل‌ها شدیدتر است و هر مسأله‌ای‌ که مطرح می‌شود به خود می‌گیرند و یا آن را خصومت یا ساخت‌وپاخت با رقیب تلقی می‌کنند. تفاوت در اینجاست.

یک علت دیگر هم شاید این است که معمولا این وصله‌ها به نشریات غیرمعتبر می‌چسبد. بی‌بی‌سی یک برنامه خودرو دارد که بسیار پربیننده‌ است. برای شرکت‌های خودروسازی حضور در این برنامه فقط برای اینکه مطرح شوند، خیلی اهمیت دارد؛ هرچند که معمولا کفه انتقادات و ایرادگیری‌های مجریان برنامه نسبت به ماشین‌ها بیشتر از محاسن مطرح شده است. معایب را درقالب طنز و متلک می‌گویند که موثرتر است، با این حال مزیت‌ها و ویژگی‌های مثبت را هم برمی‌شمارند. در ایران می‌توان چنین برنامه‌ای تولید کرد؟

به نظر من با این فضایی که وجود دارد، خیر.

بله، هفته اول سکندری می‌خورد. چرا اینطور است؟

به این دلیل که همه شخصی برخورد می‌کنند و مثلا مدیرعامل مسائل مطرح شده را انتقاد از خود تلقی می‌کند.

آیا برمی‌گردد به اینکه مدیران ما به‌ویژه در شرکت‌های خودروسازی معمولا انتصابی هستند؟

ممکن است، اما در بخش خصوصی هم اینطور است؛ مثلا اگر الان شما درمورد هایدلبرگ مطلب انتقادی بنویسید هر چقدر هم که درست و منطقی باشد، احتمالا نماینده شرکت به خود می‌گیرد.

ولی در فرانسه این‌گونه برخورد نمی‌کنند.

بله. برخورد متفاوتی دارند. ممکن است کارشکنی کنند یا از هم متنفر باشند، اما خیلی مودبانه برخورد می‌کنند.

می‌توان گفت دلیل احتیاط‌ رسانه‌کاران ما از درج مطالب انتقادی، ترس از برخوردهای بعدی است و درواقع آموخته‌اند که اینطور رفتار کنند.

بله. دقیقا از ترس برخوردها و بازخوردهای بعدی مسئولیت رسانه‌ای خود را فراموش کرده‌اند.

 چرا اینطور است؟ تربیت اجتماعی است؟

در ایران ظرفیت نقد کم است یا وجود ندارد. تربیت اجتماعی هم در این میان دخیل است؛ ولی به نظر من رسانه‌ها باید با این وضعیت مقابله کنند. یک رسانه و مجله تخصصی در وهله نخست باید به فکر صنعت یا صنفی که خاستگاه آن است باشد؛ حتی اگر در مواردی به ضرر مصرف‌کننده تمام می‌شود. مجله تخصصی می‌تواند فقط به مصرف‌کننده بیندیشد و به‌عنوان یک نهاد کاملا مستقل از آنها حمایت کند؛ همان مصرف‌کنندگان هم از او حمایت ‌کنند تا سرپا بایستد، اما مجله‌ای که تخصصی صنعت چاپ است؛ یعنی حیات، پیشرفت و بالندگی شرکت‌هایی مثل هایدلبرگ، رولند، کی‌. بی.ام و … برایش مهم است و درواقع نماینده آنهاست؛ اگر هم این شرکت‌ها زمین بخورند، مجله زمین خورده است؛ با این حال دلیل نمی‌شود که نقد نکند.

بنابراین آیا به این نتیجه رسیدیم که فرهنگی است و درواقع از ماست که بر ماست؟

به نظر من هم فرهنگی است؛ اما مطبوعات باید مسئولیت خود را انجام دهند تا این فرهنگ تغییر کند. بدون‌شک مردم هم به‌تدریج به این سیستم عادت خواهند کرد.

منبع: افق اقتصاد

۱۳۹۴/۰۹/۱۹

لینک کوتاه:

مطالب اخیر