تلاش برای نفوذ به واشینگتن پست
پروژه‌های مخفیانه خبرنگاران را هدف گرفته‌اند

تنها بیست و یک کیلومتر تا هفت تپه
چکاپا: خصوصی‌سازی موفق

افشاگری پروپابلیکا
سرمایه‌گذاری مخفیانه دونالد ترامپ جونیور

ادعای دروغین یک زن درخصوص بارداری از روی مور
سخت‌‌گیری‌های پست مانع از انتشار اخبار جعلی شد

توصیه‌هایی برای سپرده‌گذاران و بانک‌ها بر اساس تحلیل عملکرد مالی آنها
آخرین وضعیت مالی ۱۳ بانک کشور

نسبت میان روزنامه‌نگاری و مستندسازی به بهانه نمایش مستند «میدان جوانان سابق» به کارگردانی مینا اکبری، روزنامه‌نگار
روزنامه‌نگاران فیلمساز یا فیلمسازان روزنامه‌نگار

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۲ )
کاندیدای کنونی مجلس سنا؛ اغواگر پیشین دختران نوجوان

معرفی کتاب؛
عکاسی تحقیقی: استحکام و استناد روایت با تصویر

سرنوشت روزنامه‌نگاری تحقیقی در روسیه‌ی پوتین -۲
جنگ قلم با تفنگ

ارتباط کردهای طرفدار ترکیه و مخالفان عبدالله اوجالان با قتل‌های زنجیره‌ای ایران چیست؟
عسگراولادی و قتل‌های زنجیره‌ای

«افق نو» عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران و پروژه‌ای در‌ زیرمجموعه گروه رسانه‌ای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارش‌های تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامه‌نگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت.
درباره ما بیشتر بخوانید.




حاشیه‌های امن برای ایجاد فساد اقتصادی

 : علی دینی ترکمانی *:

نقش نفت در اقتصاد و به خصوص اقتصادهای نفتی از زوایای مختلف از دیرباز همواره مورد بحث بوده است. آقای دکتر کاتوزیان معتقد است نفت عامل استبداد نفتی است.دولت به واسطه درآمد نفت به رانت دسترسی پیدا می کند و در نتیجه نیازی به درآمد مالیاتی ندارد و پاسخگو هم نیست. چون خود را مافوق همه می‌داند و درآمد‌هایی که دارد الگوی عامه‌پروری را شکل می دهد و هر وقت هم بخواهد رفتار خودسرانه دارد. اگرچه نمی‌توان این دیدگاه را کاملا نادیده گرفت، اما درصورت پذیرش بی قید و شرط این نظریه بحث مسئولیت‌پذیری نظام‌های حکمرانی زیر سئوال می‌رود.

 سئوال این است که اگر همه چیز را گردن نفت بندازیم، در آن صورت نظام‌های حکمرانی چه وظیفه ای دارند؟ لذا اصل موضوع به چگونگی نظام حکمرانی و توانایی دولت‌ها در تبدیل درآمد نفتی به افزایش سطح رفاه اشتغال و ثروت برمی گردد. در چنین شرایطی اگر بحث دمکراتیزه شدن ساختار قدرت هم وجود داشته باشد، شفافیت بالا در ساختار سیاسی و قدرت حاصل از درآمد نفتی باعث می شود که بازدهی بیشتری بوجود بیاید. درنتیجه به نظر من دولتها اگرچه ممکن است تفاوت‌هایی با هم داشته باشند اما وجه مشترک آنها استفاده از نیروهای کارآمد و متخصص جامعه است. در این صورت است که اگر دولت الگوی حامی‌پروری هم داشته باشد، با استفاده از نیروهای متخصص جامعه ساختار نظام تصمیم گیری  بهتر و هرم نیروی اداری قوی تری خواهد داشت. در دنیای غرب شایسته‌سالاری به معنای پرداخت پاداش به افراد است که امروز از سوی استیگلیز و توماس پیکیتی مورد انتقاد قرار گرفته و به نظر من هم درست است. وقتی شایسته سالاری و تخصص گرایی را مورد حمایت قرار می دهیم به معنی نخبه‌پروری نیست؛ چون نخبه پروری کاملا جای نقد دارد. بلکه به این معناست که باید فضاهایی ایجاد شود که مردم در سازوکار تصمیم‌گیری بتوانند حرف بزنند و صدای خود را به گوش تصمیم‌گیران برسانند. همچنین از افرادی که در حیطه‌های مختلف حضور دارند،استفاده کنیم نه اینکه امور را به دست کسانی بسپاریم که تخصص‌های لازم را ندارند. در ساختار اقتصاد سیاسی اگر شفافیت و قدرت‌های همسنگ وجود داشته باشد، هرم نیروی انسانی قدرتمند و فضای شفافیت ایجاد می شود. این فضا به جلوگیری از فساد کمک می کند. سئوالی که پیش می آید این است که چرا در کشورهای اسکاندیناوی یا ژاپن میزان فساد کمتر است، درحالی که مداخله دولت بیشتر است؟ حال آنکه الگوی این کشورها سوسیال دموکراتیک است و دولت مداخله زیادی در اقتصاد دارد،اما شاخص‌های جهانی نشان می دهد که کمترین فساد در همین کشورها وجود دارد. پاسخ این است که شایسته سالاری و توزیع عادلانه درآمد به طور صحیحی در این کشورها وجود دارد. فرض براین است که در این جوامع افرادی که تخصص لازم را دارند از مناعت طبع بیشتری برخوردارند و خود را درگیر فساد نمی کنند .البته برعکس آن هم صادق است. یعنی هرچه از این وضعیت دورتر شویم تمایل به فساد بیشتر می شود و درواقع بستری به وجود می آید که بسیار راحت امکان رویش و جوانه زدن فساد فراهم می شود. لذا فساد ربطی به ساختار دولتی یا اداره دولتی اقتصاد ندارد؛ بلکه به بحث نظام حکمرانی مرتبط است.  اگر نظام حکمرانی درست شکل بگیرد، همین امکانات نفتی می تواند به سرمایه‌های مولد که ایجاد اشتغال کرده و بازدهی اجتماعی را بالا می برند، تبدیل شود و در نتیجه شکاف درآمدی و ثروتی بین دهک بالا و پایین تعدیل خواهد شد. از سوی دیگر دموکراسی لزوما در اقتصادهای  آزاد تامین نمی شود؛ مثال بارز آن شیلی دوران پینوشه است.یا اندونزی در دوران سوهارتو. هایک و فریدمن تئوریسین های این دوران بودند. اما یکباره معلوم شد اقتصاد آنها به شدت درگیر فساد بوده ،بنابراین اینکه عملکرد دولت‌ها تا چه حدی می تواند در معرض نقد آزاد رسانه‌ها قراربگیرد،مانع از شکل گیری بسترهای فساد می شود. درباره ابزارهای تنبیهی سئوالی  که در ذهن افکار عمومی وجود دارد این است که چگونه است که با وجود ابزارهای تنبیهی باز هم فساد شکل می گیرد. در پاسخ به این سوال باید گفت، یک وجه قضیه، نگاه هزینه – فایده در شکل گیری فساد است. اگر هزینه‌هایی که یک فرد بعد از تنبیه شدن می پردازد کمتر از منافعی باشد که به دست آورده، طبیعی است که انگیزه فساد کمتر می شود. اما مساله مهمتر این است که برخوردها عادلانه باشد. یعنی  اگر عده ای احساس کنند، حاشیه امنی دارند و می توانند قانون را دور بزنند طبیعی است که برخورد تنبیهی پاسخگو نیست. اگر برخورد با فساد جزیره ای باشد، یا اگر برخورد قانونی یکسانی با فساد صورت نگیرد، این پیام را به جامعه منتقل می کند که درگیر شدن در فساد هزینه ی چندانی ندارد. در نتیجه فساد به راحتی نهادینه شده و افراد درگیر فساد احساس می کنند حاشیه امنیت دارند!

*اقتصاددان و پژوهشگر موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی

منبع : روزنامه تجارت

http://tejaratonline.ir/fa/publication/276/4057#content13888

لینک کوتاه:

مطالب اخیر