گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (‌۲۰۱۸/۶ )
افشای اسناد جدید بانوی جمهوری‌خواه علیه فساد کاندیدای جمهوری‌خواه سنا

معرفی یک نهاد غیرانتفاعی گزارش‌گری تحقیقی و بازنگاهی به گزارش‌های تحقیقی، نفوذ و اثرگذاری این مرکز ژورنالیستی مستقل در سال ۲۰۱۷:
کفه سنگین سوژه‌های اجتماعی برای روزنامه‌نگاران تحقیقی غربی

▪چرا روزنامه‌نگاران نباید بگویند به چه کسی رأی می‌دهند؟

نگاهی به رد پای «ژن خوب» صاحب‌منصبان در شرکتها و مشاغل بانفوذ و پرمنفعت
رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور

آینده روزنامه‌نگاری چاپی هنوز مشخص نیست
آیا روزنامه‌ها می‌میرند؟

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۵ )
معامله‌های مشکوک کاندیدای سنا

ماجرای ۴ خصوصی‌سازی بدون بازسازی و پرحاشیه
ردپای سیاست‌های خصوصی‌سازی در اعتراضات کارگران

گزارش‌های تحقیقی که جایزه پولیتزر گرفتند (۲۰۱۸/۴ )
پروژه‌های مخفیانه، اعتبار خبرنگاران را هدف گرفته‌ است

تنها بیست‌و‌یک کیلومتر مانده به هفت‌تپه
چکاپا: یک خصوصی‌سازی موفق

افشاگری سایت پروپابلیکا از فعالیت‌های اقتصادی پنهانی رییس‌جمهوری کنونی آمریکا
ماجرای سرمایه‌گذاری مخفیانه دونالد ترامپ چیست؟

«افق نو» عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش روزنامه‌نگاری تحقیقی در ایران و پروژه‌ای در‌ زیرمجموعه گروه رسانه‌ای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارش‌های تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامه‌نگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت.
درباره ما بیشتر بخوانید.




گفت‌وگوی سایت خبری، تحلیلی «کسب و کار»
خاطرات و خطرات ۲۷ ساله سید علی‌نقی خاموشی در اتاق بازرگانی ایران

سید محمدحسین موسوی: در روزهای آغازین انقلاب اسلامی و زمانی که کمتر کسی به فکر آینده اقتصادی کشور بود، به واسطه همزمانی انقلاب ایران با برخی از انقلاب‌ها در کشور‌های دیگر و برتری تفکر چپ‌گرایانه در فرهنگ ایرانی، تفکر ضدسرمایه‌داری در جو عمومی جامعه شکل گرفته بود و سرمایه‌دار را انسانی زالوصفت می‌دانستند. این موضوع علاوه بر اینکه برخاسته از ذهنیت مردم در گذشته بود از سوی برخی انقلابیون نیز در جامعه انتشار می‌یافت. تا جایی که عده زیادی از سرمایه‌داران، صاحبان صنایع و تجار به خارج از کشور گریختند. همزمان با تفکرات ضد بخش خصوصی دولت انقلاب، وقوع جنگ تحمیلی نیز در شکل‌گیری و تشدید اقتصاد متمرکز و دولتی نیز نقش بیشتری را ایفا کرد، تا جایی که تصویب قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران نیز که یکی از اتفاقات پر سرو صدای آن روز‌ها بود، در دستور کار دولت قرار گرفت. بر اساس این قانون علاوه بر نفت، گاز، راه‌آهن، برق و شیلات که قبلا ملی شده بودند، صنایع دیگری همچون تولید فلزاتی که در صنعت مصرف عمده دارند مانند فولاد، مس و آلومینیوم، ساخت و مونتاژ کشتی هواپیما و اتومبیل کشتی‌سازی و… نیز ملی می‌شوند؛ همچنین براساس بند پ این قانون صنایع و معادن بزرگی که صاحبان آن از طریق روابط غیرقانونی با رژیم گذشته، استفاده نامشروع از امکانات و تضییع حقوق عمومی به‌ثروت‌های کلان دست یافته‌اند، به نفع دولت مصادره می‌شود؛ بدین‌ترتیب در این مرحله نام ۵۰ نفر در این قانون ذکر شد که اموال آنها به دولت انقلاب منتقل شد. در این اسامی مالکین شرکت‌هایی همچون گروه صنعتی بهشهر و ایران‌خودرو به چشم می‌خورد. در این میان برخی از این صنایع علاوه بر اینکه به‌شدت به سیستم بانکی بدهکار بودند، به دلیل اعتصابات در زمان انقلاب امکان تولید درآمد نداشتند و همین موضوع باعث برگشت خوردن چک‌ها و سفته‌های مدیران این صنایع شده بود. در این ایام با برنامه‌ریزی چند تن از انقلابیون که سابقه مدیریت صنعتی و اقتصادی داشتند و به دستور امام راحل (ره) از طریق اتاق بازرگانی اداره امور و تثبیت اوضاع اقتصادی و شرکتی در دست گرفته شد. مهندس سید علی نقی خاموشی، اسدا… عسگر اولادی، میرمحمد صادقی و برخی چهره‌های شناخته شده وقت از جمله این افراد بودند. در این میان مهندس سید علی نقی خاموشی به واسطه تجربه اداره واحدهای صنعتی از جمله کارخانجات تولیدی مقدم ریاست اتاق بازرگانی ایران را در دست گرفت و به مدت ۲۷ سال بر این سمت تکیه داشت. خاطرات خواندنی و نیز نظرات وی درباره اوضاع فعلی اتاق بازرگانی صنایع و معادن کشاورزی ایران از جمله مطالبی است که در مصاحبه صد دقیقه‌ای خبرنگار ما با خاموشی از نظرتان می‌گذرد.

شاید به جرات بتوان گفت که شما تنها مدیر اقتصادی کشور هستید که در یک پست، ثباتی نزدیک به ۳۰سال داشته‌اید. این اتفاق در کشوری که بی‌ثباتی مدیریت جزو رایج‌ترین مسائل است، بسیار عجیب به نظر می‌رسد. چه عواملی باعث شد مهندس خاموشی در پست ریاست اتاق ایران این مدت طولانی دوام داشته باشد؟

من در ۱۰ دولت به عنوان رئیس اتاق ایران فعالیت کردم یعنی به مدت ۲۷ سال با گرایش‌های مختلف سیاسی دولت‌ها کار کردم. فعالیت من از آنجا آغاز شد که قبل از انقلاب و در برهه فعالیت‌های ضدرژیم شاه در گروه‌هایی فعالیت می‌کردم که مرحوم مطهری، بهشتی، موسوی اردبیلی و مرحوم طالقانی هم بودند. در جلسات سیاسی و اقتصادی به‌طور جداگانه شرکت می‌کردم. در این جلسات به دلیل اینکه در مدیریت صنعت نساجی یعنی کارخانجات مقدم مشغول بودم به عنوان یک فعال اقتصادی به نظراتم اعتقاد داشتند. در آن زمان من اعتقاد داشتم اعتصاباتی که در جریان انقلاب صورت گرفته یک تیغ دولبه است. از یک طرف رژیم شاه را از کار می‌اندازد اما از طرف دیگر کمر دولتی که بعدا مشغول به کار می‌شود را می‌شکند و اگر به این اعتصابات مسلط نشویم، اقتصاد دولت انقلاب فلج می‌شود. به همین دلیل کمیته تنظیم اعتصابات را تشکیل دادیم. بعد از اینکه انقلاب پیروز شد و بازرگان مسئولیت دولت را به عهده گرفت، اکثر وزرایی که انتخاب شدند، بی‌تجربه بودند اما با سواد. این شد که تصمیم گرفتیم اتاق بازرگانی را با هدف کنترل و کمک به وزرای دولت تحت کنترل بگیریم. با توجه به اینکه من از بخش خصوصی وارد اتاق شده بودم همه گروه‌ها از دوستان گرفته تا دولت مهندس بازرگان به افکار من درباره افزایش سهم بخش خصوصی در اقتصاد آگاه بودند. در این ۲۷ سال هر کسی مخالف این سیاست بود من هم با آنها مخالف بودم. نمونه این موضوع قانون توسعه حفاظت بود که روبه‌روی ما در آن زمان نهضت آزادی بود یا یک مورد دیگر حمایت اتاق از صنایعی بود که در اثر اعتصابات وضعیت نامناسبی داشتند و به دلیل عدم تولید تمامی چک‌ها و سفته‌هایشان برگشت خورده بود. در آن زمان ما به عنوان اتاق این تعهد را پذیرفته بودیم که هر وامی که به صنایع از طرف بانک مرکزی پرداخت شود، بازپرداخت آن را ضمانت کنیم. جالب اینجاست که این وام‌ها جزو معدود دفعاتی بود که تقریبا صددرصد آن باز پرداخت شد. شاید بپرسید اینها چه ارتباطی با سوال دارد، اتفاقا جواب سوال در همین موضوع است که از آن زمان تا پایان دوره مدیریت من، حمایت از بخش خصوصی واقعی در صدر اقدامات اتاق بازرگانی بود.

اتاق‌های شهرستان‌ها در آن زمان چه وضعیتی داشتند؟

ترکیب اتاق‌های شهرستان هم با توجه به اوضاع، به‌هم خورده بود. در آن زمان برای سال‌های اول و دوم روسای انتصابی گذاشتیم. نخستین انتخابات اتاق‌ها زمانی برگزار شد که نخستین انتخابات مجلس هم برگزار شد.

بر چه اساسی افراد هیات نمایندگان اتاق انتخاب می‌شدند؟

در آن زمان ما افراد را برای انتخابات تایید صلاحیت می‌کردیم. اعضای هیات نمایندگان اتاق‌ها باید در یکی از رشته‌های اقتصادی فعال می‌بودند، حسن شهرت داشتند و انقلاب و نظام را هم قبول داشتند.

هنوز هم این اعتقاد را دارید؟

الان هم معتقدم باید اعضای هیات نمایندگان تایید صلاحیت شوند. اتاق یک شورای تایید صلاحیت دارد که از معتمدین هستند و باید کسانی را که در انتخابات هیات نمایندگان شرکت می‌کنند، تایید صلاحیت کنند. این موضوع باعث می‌شود کسانی وارد هیات نمایندگان شوند که از دل بخش خصوصی واقعی آمده باشند و به حمایت کامل از بخش خصوصی بپردازند.

این سیاستی که شما به آن اعتقاد دارید در طول دوره ریاست شما بر اتاق ایران چقدر پیاده شد. آقای خاموشی در این دوران پست‌های دولتی زیادی داشت این پست‌ها با منافع بخش خصوصی در تضاد نبود؟

در تمام جلسات همه آگاه بودند که سیاست من حمایت از بخش خصوصی بود. یک زمانی بر اساس ضرورت و مصلحت انقلاب سرمایه‌دار بودن ضد ارزش بود و این آرام آرام بسط پیدا کرد، یعنی اگر من کارخانه و کارگر داشتم باید سرافکنده می‌بودم اما من در این خصوص بعد از جنگ تغییر رویکرد دادم و در سخنرانی‌هایم می‌گفتم که ما مقطع نظامی انقلاب را پشت سر گذاشتیم و حالا نوبت اقتصاد است.

تفکرتان تغییر کرد یا صحبت‌هایتان؟

نه اینطور نیست. در آن مقطع جنگ صلاح این بود که این تفکر وجود داشته باشد و با پایان جنگ نیاز‌ها هم باید تغییر پیدا می‌کرد. من این نظریه را به این‌صورت بسط دادم که تا حالا سرداران در جنگ جزو افتخاراتمان بودند و الان که نوبت بخش اقتصادی انقلاب است، هر کسی که بیشترین سهم را در اشتغال و تولید ناخالص ملی داشته باشد برای ما ارزش دارد بدین‌ترتیب شروع به تغییر جو عمومی درباره سرمایه‌دار کردیم.

نتیجه عملی این تغییر تفکر چه بود؟

عده‌ای در مجلس دوم و سوم روی اصل ۴۴ کار کردند و گفتند حدود فعالیت بخش خصوصی را مجلس تعیین می‌کند. ما هم مخالفت کردیم، گفتیم شما باید اول حدود فعالیت بخش دولتی را تعیین کنید. بعد از آن درگیر شدیم. آن زمان من معاون وزیر بازرگانی هم بودم، وزیر هم مرحوم عسگر اولادی بود. این لایحه به مجلس رفت و رای آورد. من به عنوان رئیس اتاق و به عنوان معاون وزیر بازرگانی در شورای سرپرستی وزارت بازرگانی به استیضاح کشیده شدم.

در این شورا چه کسانی عضو بودند آیا کسانی از این شورا در شرایط حاضر هستند که تغییر تفکر داده باشند؟

الان اسمی از کسی نمی‌برم در صورت نیاز بعدا اعلام می‌کنم.

این استیضاح به خاطر چه بود؟

به خاطر حمایت از بخش خصوصی و مخالفت با همین افرادی که در حال حاضر اسم نمی‌برم. این‌ها کسانی بودند که در حال حاضر داعیه حمایت از بخش خصوصی را دارند و در عمل کاری انجام نمی‌دهند. بعد از تصویب، یکی از این اشخاص وارد جلسه شد و گفت امروز یکی از بزرگ‌ترین قدم‌های اصلاحات اقتصادی ایران برداشته شد (لایحه تعیین حد و حدود بخش خصوصی). به افتخار این موضوع به تمامی اعضای جلسه بستنی می‌دهم. بعد از این من با آقای صافی گلپایگانی که عضو شورای نگهبان بود تماس گرفتم و ایشان را دیدم و لایحه در شورای نگهبان برگشت خورد. مجددا دولت مهندس موسوی لایحه را به مجلس برد و با کمک دستان پشت پرده درصدد تصویب آن در مجلس بود که باز هم با لابی اتاق بازرگانی اجازه تصویب لایحه ضد بخش خصوصی داده نشد. در نهایت نخست وزیر لایحه را پس گرفت.

چرا دولت‌های آن زمان که همگی تفکرات دولتی داشتند از شخصی مثل مهندس خاموشی در دولت استفاده می‌کردند که تفکرش حمایت از بخش خصوصی بود؟

همان‌طور که گفتم آن زمان اکثر وزرایی که در دولت بودند با وجود اینکه در حرفه مربوطه صاحب علم و تخصص بودند اما تجربه کار وزارت نداشتند و در مواقع بحرانی امکان رفع و رجوع امور را نداشتند. مثلا در دولت بازرگان یک نفر چند نفر روستایی را جمع کرده و با بیل و کلنگ جلوی وزارت کشاورزی شعار می‌دادند. وزیر وقت کشاورزی بنده خدا نشسته بود کاسه چه کنم، چه کنم دستش گرفته بود و از ترسش در دفترش پنهان شده بود.

دولت نخست‌وزیر مهندس موسوی از این نظر چه طور بود؟

از اون دولت که اصلا صحبت نکنید. در بحث حمایت از بخش خصوصی بدتر از دولت بازرگان بود.

برگردیم به بحث حمایت از بخش خصوصی، اختلاف شما با عزت‌ا… سحابی در چه موردی بود؟

سر قانون توسعه حفاظت هم مهم‌ترین مخالف و لیدر من بودم، آن هم به این علت بود که من به عنوان رئیس اتاق بازرگانی هیات حل اختلاف این کمیته بودم. همان جا در همه جلسات ایرادات احکام را می‌گفتم. در گروه‌های دوستان مشترک این موضوع خیلی شایع بود که این چه بحثی است که دولت از این قانون طرفداری می‌کند و چرا خاموشی مخالف این قانون است. رئیس گروه طرفدار این قانون در دولت عزت‌ا… سحابی بود، دوستان ما هم با سحابی دوست بودند و گفتند که جلسه‌ای بگذاریم و دور هم باشیم. خاموشی و سحابی هم باشند که به نتیجه‌ای سر این قانون برسیم و حرف‌های همدیگر را بشنوند. در این جلسه سحابی حاضر نشد تا اینکه ترتیبی داده شد که من به دفتر آقای سحابی رفتم چون ایشان مشاور نخست وزیر بود. در نخست‌وزیری قرار گذاشتیم و ۲ نفری پشت درهای بسته، ایشان به طرفداری از قانون توسعه حفاظت و من به مخالفت با این قانون شروع به بحث و مجادله کردیم تا اینکه هر دو خسته شدیم. در نهایت آقای سحابی گفت: آقای خاموشی بی‌جهت خودت را رنج نده ما بر این عقیده‌ایم، هیچ آجری روی آجری در دولت شاهنشاهی گذاشته نشده مگر اینکه ما ماموریم به خراب کردنش و ساخت مجدد آن. من هم گفتم که آقای سحابی به این قد کوتاه من نگاه نکنید تا جلوی این قانون را نگیرم از پای نمی‌نشینم و موفق هم شدیم جلوی قانون را بگیریم.

گفتید از ابتدای انقلاب ریاست اتاق را بر عهده داشتید اگر بخواهید فعالیت اتاق بازرگانی را بر اساس میزان موفقیت تقسیم‌بندی کنید به چند دوره زمانی آن را قسمت می‌کنید؟

از دید من بعد از انقلاب فعالیت اتاق به۲ دوره تقسیم می‌شود، یکی ۲۷ سال اول که ریاست آن را بر عهده داشتم و دوم ۷ سال بعد از آن، و معتقدم این ۲۷ سال جزو موفق‌ترین دوران فعالیت اتاق بود.

مستنداتی برای این گفته‌تان دارید؟

در این دوره اتاق ایران را به جایی رساندم که هر کسی که برای حل مشکل مراجعه می‌کرد با یک تلفن آن را حل می‌کردم. در هر قانونی که از مجلس بیرون می‌آمد نظر تاثیرگذار اتاق در آن کاملا مشخص بود. نمونه این موضوع قانون توسعه حفاظت بود که گفتم، یا اصل ۴۴ که ۲۶ سال پیگیری می‌کردم این شد که ابلاغیه مقام معظم رهبری، سیاست‌های اقتصادی ایران را بعد از ۷۰ سال دگرگون کرد و عاملیت رسما به بخش خصوصی داده شد و هدایت به دولت، گرچه در اجرای آن حرف و حدیث زیاد است.

به نظر شما اگر شرایط اتاق ایران از نظر عملکرد وضعیتی که شما از آن به عنوان بهترین دوران فعالیت یاد می‌کنید، در دهه گذشته هم بود تحریم‌ها و شرایط اقتصادی به این شدت بود؟ یا به عبارت دیگر می‌خواهم گریزی به نقش دیپلماسی تجاری در روابط بین کشورها زده باشم؟

قطعا اگر فعالیت اتاق بازرگانی به همان شرایط گذشته ادامه می‌یافت الان نه ضایعات دولت احمدی‌نژاد را داشتیم، نه اینکه شدت تحریم‌ها به این اندازه بود.

در آن مقطع هر جای دنیا مشکلی برای کشور از نظر اقتصادی پیش می‌آمد در کسوت یک هیات اقتصادی می‌رفتیم و با مذاکره و ارتباط مشکل را حل می‌کردیم. به همین دلیل به وزیر خارجه تجاری ایران معروف شده بودم.

به خاطر دارم در زمان ریاست شما بر اتاق ایران در دوران قطع روابط ایران و مصر، در قالب یک هیات تجاری و اقتصادی بزرگ به آن کشور سفر کردید یا اینکه در دوران روابط سرد ایران و عربستان بعد از ماجرای کشتار حجاج هم نمایشگاه عظیمی در جده و بعد در ریاض توسط اتاق برگزار شد. چه اتفاقی افتاده بود که شما توانستید با وجود سردی روابط این اقدامات را انجام بدهید؟

دقیقا بعد از حادثه کشتار حجاج، ایران با عربستان قطع رابطه کرد. در برخی جلسات خصوصی امام از این موضوع اظهار ناراحتی کرده بودند و از اینکه در مراسم سالانه حج حضور نداریم و حجاج نمی‌توانند به مکه بروند، گله داشتند. بعد از فهمیدن این موضوع، اتاق پیش‌قدم شد و با طرف‌های اقتصادی و تجاری‌مان تماس گرفتیم. به دلیل ارتباط بسیار نزدیکی که با آنها داشتم گفتم که می‌خواهیم در جده نمایشگاه برگزار کنیم. آنها پذیرفتند و در آنجا با طرف‌هایمان درباره بهبود روابط سیاسی صحبت کردیم و با دست پر برگشتیم چون نتیجه مثبت بود بلافاصله نمایشگاه بعدی را هم در ریاض برگزار کردیم که بعد از آن روابط عادی و مشکل حجاج حل شد. درباره مصر هم بعد از ترور انور سادات و شهادت خالد اسلامبولی روابط بین دو کشور قطع شد.

باز هم به درخواست وزارت خارجه هیات اقتصادی ترتیب دادیم و به مصر بردیم و با عمر موسی، وزیر خارجه وقت جلسه ۲ساعته گذاشتیم و روابط را بهبود دادیم. چند وقت بعد رابطه با انگلیس به هم خورد. باز هم ما با تشکیل اتاق مشترک ایران و انگلیس به بهبود روابط با انگلیس اقدام کردیم.

اگر الان هم لازم باشد حاضرید در جهت بهبود روابط با انگلیس اقدام کنید؟

انگلیس جزو یکی از کشورهای صنعتی دنیاست و نسبت به سابقه تاریخی‌اش در صنایع ما جای پای محکمی دارد مثلا در نفت و صنایع وابسته تا چند سال پیش وزارت نفت دفتر خصوصی داشت. خود انگلیس هم در اروپا موقعیت ممتازی دارد مضاف بر اینکه انگلیس پل آمریکا به اروپاست. باید این مسائل را بدانیم، باید بفهمیم به چه کسی نزدیک شویم و از چه کسی دور شویم تا به خواسته و منافع کشورمان برسیم. من عقیده‌ام این بوده، الان هم همین است. اگر رابطه با انگلیس اصلاح شود هرچقدر این رابطه قوی‌تر باشد ما قدرت زورگویی‌مان به آمریکا بیشتر می‌شود.

الان هم اگر دولت درخواست کند برای پیشبرد اهداف نظام و کشور هر کاری که لازم باشد، انجام می‌دهیم. چندین بار تا به حال به آقای روحانی در این خصوص نامه نوشتم اما جوابی ندادند. با آقای ظریف هم مطرح کردم اما نمی‌دانم کجای کار ایراد دارد که جواب نمی‌دهند. به‌طور کلی عقیده دارم آنجایی که زبان سیاسی کار نمی‌کند، باید از زبان اقتصادی و تجاری کمک گرفت و این امکان‌پذیر است.

حالا به این سوال می‌رسیم که آقای خاموشی با این تجربه بالا در انتخابات امسال اتاق شرکت می‌کند یا نه؟

اتاق و ساختار اتاق بر مبنای انتخاب بر اساس آرای اعضاست. همچنین اتاق به عنوان مشاور سه قوه است و مشاور زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که مشورتش پذیرفته شود. خوبی این ۲۷ سال این بود که هرچقدر مشورت دادم، می‌پذیرفتند؛ حتی در آخرین جلسه‌ای که با آقای احمدی‌نژاد داشتم چون می‌دانستم ایشان در عرصه اقتصاد تاخت و تاز می‌کند، گفتم من در جاهای مختلف درباره ایران و سیاست‌های اقتصادی و سیاسی اظهارنظر می‌کنم. شما به عنوان رئیس‌جمهور این موضوع را می‌پذیرید؟ ایشان گفت شما از طرف من کارت سفید دارید، هر سخنی گفتید من پشتوانه آن هستم. الان هم قوای سه‌گانه تمایل به همکاری با من در اتاق را اظهار کنند فرق می‌کند تا اینکه من بگویم. در این چند ساله هر هیاتی از هر کشوری آمده به ایران یکی از برنامه‌هایش ملاقات با من بوده است. این برای من جای سوال داشت. بعدا فهمیدم که اینها حقایق کشور را از زبان دولتی‌ها می‌شنیدند و بعد پیش من می‌آمدند و از زبان من می‌شنیدند و این دو را با هم مقایسه می‌کردند و اگر درست بود که هیچ ولی اگر اختلاف داشت حرفی را که ما زده بودیم به عنوان واقعیت قبول می‌کردند. در زمان بحران ارزی و درآمدی که در زمان آقای هاشمی پیش آمده بود و اعتبار ایران در خارج از کشور به هم خورده بود و با اکثر کشورها به مشکل خورده بودیم، در آن زمان برای مذاکره در راس یک هیات به آلمان رفتیم که آقای موسویان هم سفیر ایران در آنجا بود. مذاکراتی با آلمانی‌ها در هامبورگ داشتم و بعد از آن هم با معاون وزیر دارایی آلمان دیدار داشتم و مذاکره کردم. سختی مذاکره و راضی کردن مولر هم که بماند، در نهایت با وزیر صنایع کوچک و متوسط آلمان هم دیدار کردیم که در آنجا ایشان گفت که از دفتر صدر اعظم آلمان پیام دارد. ایشان سلام رساندند و گفتند که من تمامی جلسات شما را پیگیری کردم. با شما موافقم و دستور استمهال بدهی‌ها را صادر می‌کنم و در کشور شما هم سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهم. به تهران که رسیدم هنوز گزارش سفر را به دولت نداده بودم که دولت آلمان رسما استمهال بدهی‌ها را اعلام کرد. به دنبال آلمان، ژاپن و بقیه کشورها هم این کار را کردند. من اعتقاد دارم اینها جزو وظایف اتاق هست.

به عنوان آخرین سوال درباره قانون بهبود بستر فضای کسب‌وکار چه نظری دارید؟

از نظر من فضای کسب‌وکار که سالانه سازمان‌های بین‌المللی در این مورد با ارائه آمار کشور‌ها را رتبه‌بندی می‌کنند حدود ۱۵ شاخص هست که اعلام می‌شود مثلا گشایش اعتبار، ترخیص کالا، مجوز تاسیس، قانون مالیات‌ها، قانون کار و خیلی موارد دیگر در صورتی که بوروکراسی حاکم بر اینها برطرف و تسهیل شود، روابط بین بخش خصوصی و دولت این فضا بهبود پیدا می‌کند و نیازی به این همه قانون و بخشنامه نداریم.

منبع: سایت خبری، تحلیلی کسب‌وکار

۳۰/۸/۹۳

لینک کوتاه:

مطالب اخیر